درس ۵ عربی هشتم (جواب و معنی)

درس ۵ عربی هشتم (جواب و معنی)

جواب و معنی درس پنجم عربی هشتم

درس ۵ عربی هشتم (جواب و معنی)

جواب و معنی درس پنجم عربی هشتم

جواب و معنی عربی هشتم / جواب درس پنجم عربی هشتم همراه با معنی و پاسخ صفحه های ۶۳ ،۶۴ ،۶۵ ،۶۶ ،۶۷ ،۶۸ ،۶۹ عربی هشتم / درس پنجم

معنی کلمات درس پنجم عربی هشتم

أبَصار : دیدگان «مفرد: بَصَر» جِئْتُم : آمدید | جاءَ: آمد | جِئْنا: آمدیم
أَتَی | یَأْتی : آمد | می‌آید جَولهَ : گردش
إحْدَی : یکی از حَبیب : دوست
أَعلَم : داناترین، داناتر حُرّ : آزاد «جمع: أَحْرار»
أَنفُسَهُم : به خودشان «مفردِ أَنفُس: نَفْس» حَرَسَ | یَحْرُسُ : نگهداری کرد | نگهداری می‌کند (نگهبانی داد | نگهبانی می‌دهد)
«مفردِ أَنفُس : نَفْس» خزَائنِ : گنجینه‌ها «مفرد: خِزانَه»
نَفْس : خود، همان دَمْع : اشک «جمع: دُموع»
نَفْسُ الْمَکانِ : همان جا ساحَه : حیاط، میدان
نَفْسی : خودم شَرِبَ | یَشْرِبُ : نوشید | می‌نوشد
بِالتَّأکیدِ : البتّه عُصْفور : گنجشک «جمع: عَصافیر»
بَعْدَما : پس از اینکه مِصباح : چراغ‌ «جمع: مَصابیح»
بَقِیَ : ماند مَکتوب : نوشته شده
بِکُلِّ سُرور : با کمالِ میل مُهِمَّهٌ إداریَّهٌ : مأموریّت اداری
تَصریفُ النُّقود : تبدیل پول «نقود: پول، پول‌ها»
اَلثّالِث، اَلثّالِثَه : سوم، سومین
جار : همسایه «جمع: جیران»

ترجمه درس پنجم صفحه ۶۳ عربی هشتم

ترجمه درس پنجم صفحه ۶۳ عربی هشتم

۱- «أَسْرین» طالِبَهٌ فِی الصَّفِّ الثّانی الْمُتَوَسِّطِ. 
«اسرین» دانش‌آموزی در کلاس دوم متوسطه است.
هیَ جاءَتْ مِنْ «سَنَندَج» إلَی «طهران».
او از «سنندج» به «تهران» آمد.
هیَ طالِبَهٌ جَدیدَهٌ فِی الْمَدرَسَهِ وَ بَقِیَتْ مُدَّهَ أُسبوعَینِ وَحیدَهً.
او دانش آموزی جدید در مدرسه است و مدّتِ دو هفته تنها ماند.

۲- فِی الأسُبوعِ الثّالِثِ، فی یَْومِ السَّبْتِ جاءَتْ إلَیها إحْدَی زَمیلاتِها بِاسْمِ «آیلار» وَ بَدَأَتْ بِالْحِوارِ مَعَها فی ساحَهِ الْمَدرَسَهِ.
در هفتهٔ سوم، در روز شنبه یکی از هم‌کلاسی‌هایش به نام «آیلار» نزد او آمد. و در حیاط مدرسه با وی شروع به گفت‌وگو کرد.

اَلْحِوارُ بَیْنَ الطّالِبَتَینِ «آیلار» وَ «أَسْرین»
گفت‌وگو میان دو دانش‌آموز «آیلار» و «اسرین»

– کَیفَ حالُکِ؟
معنی: حالت چطور است؟
– الْحَمدُ لِلّهِ؛ جَیِّدَهٌ وَ کَیفَ أنتِ؟
معنی: خدا را سپاس؛ خوبم و تو چطوری؟
– أنَا بِخَیرٍ. مَا اسْمُکِ؟
معنی: من خوبم، نامت چیست؟
– اِسْمی أَسرین.
معنی: نام من اسرین است.
– اِسمٌ جَمیلٌ. ما مَعْناهُ؟
معنی: نام زیبایی است. معنایش چیست؟
– «أسْرین» بِالْکُردیَّهِ بِمَعنَی الدَّمْع. وَ مَا اسْمُکِ؟
معنی: أسرین به زبان کردی یعنی اشک، و نام تو چیست؟
– اِسمی آیلار.
معنی: نام من آیلار است.
– ما مَعنَی اسْمِکِ؟
معنی: معنای نام تو چیست؟
– آیلار بِالتُّرکیَّهِ بِمَعنَی الْأَقْمارِ.
معنی: آیلار به ترکی به یعنی «ماه‌ها».
– اِسْمٌ جَمیلٌ جِدّاً وَ مَعناهُ جَمیلٌ أَیضاً.
معنی: نام بسیار زیبایی است و معنایش هم زیباست.
– مِنْ أَیِّ مَدینَهٍ أنتِ؟
معنی: اهل کدام شهری؟
– أنَا مِنْ سنندج. أَ أَنتِ مِنْ طهران؟
معنی: من اهل سنندجم آیا تو اهل تهرانی؟
– لا؛ أنَا مِنْ تبریز وَ ساکِنَهٌ هُنا.
معنی: خیر، من اهل تبریزم و اینجا ساکنم.
– فَأَنتِ مِثْلی أَیضاً.
معنی: پس تو هم مانند منی.
– لِماذا جِئْتُم إلَی طهران؟
معنی: چرا به تهران آمدید؟
– لَِأَنَّ والِدی فی مُهِمَّهٍ إداریَّهٍ.
معنی: برای اینکه پدرم در مأموریّت اداری است.
– کَمْ سَنَهً مُهِمَّهُ والِدِکِ؟
معنی: مأموریت پدرت چند سال است؟
– سَنَتَینِ.
معنی: دو سال.

ترجمه درس پنجم صفحه ۶۴ عربی هشتم

– أینَ بَیتُکُم؟
معنی: خانه‌ات کجاست؟
– فی ساحَهِ خُراسان.
معنی: در میدان خراسان.
– عَجَباً. بَیتُنا فی نَفْسِ الْمَکانِ.
معنی: شگفتا (عجبا). خانۀ ما در همان مکان است.
– أَ تَصدُقینَ؟!
معنی: آیا راست می‌گویی؟
– نَعَم؛ بِالتَّأکیدِ؛ مَتَی جِئْتُم؟
معنی: آری؛ البته؛ کی آمدید (آمده‌اید)؟
– جِئْنا قَبْلَ شَهْرٍ.
معنی: ماه گذشته آمدیم.
– فَنَحنُ جارَتانِ وَ زَمیلَتانِ.
معنی: پس ما همسایه و هم‌کلاسی هستیم.
– فَکَیفَ ما رَأَیْتُکِ حَتَّی الْآنَ؟
معنی: چطور تا کنون تو را ندیده‌ام؟
– عَجیبٌ. ما مِهنَهُ أَبیکِ؟
معنی:
عجیب است. شغل پدرت چیست؟
– هوَ مُهَندِسٌ.
معنی:
او مهندس است.
– هَلْ تَأتینَ إلَی بَیتِنا؟
معنی:
آیا به خانه ما می‌آیی؟
– بکُِلِّ سُرور.ٍ
معنی:
با کمال خوشحالی
– مَتَی؟
معنی:
کی (چه موقع)؟
– بَعدَما یَسمَحُ لی والِدی وَ تَقبَلُ والِدَتی.
معنی:
پس از اینکه پدرم به من اجازه دهد و مادرم بپذیرد. (قبول کند)
– وَ هَلْ یَأْتی أَبوکِ؟ وَ هَلْ تَأْتی أُمُّکِ؟
معنی: و آیا پدرت می‌آید؟ و آیا مادرت می‌آید؟
– إِنْ شاءَ اللّهُ. سَأَسْأَلُهُما.
معنی: اگر خدا بخواهد، از آنها خواهم پرسید.

ترجمه درس پنجم صفحه 64 عربی هشتماَلْغَریبُ مَنْ لَیْسَ لَهُ حَبیبٌ. الْإمامُ عَلیٌّ (ع)
معنی: غریب کسی است که دوستی ندارد.

معنی صفحه ۶۵ عربی هشتممعنی صفحه 65 عربی هشتم

معنی صفحه ۶۶ عربی هشتم

🔖اکنون این جمله‌ها را ترجمه کنید.
مَا ظَلَمْناهُمْ وَلَٰکِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ
معنی: ما به آنها ستم نکردیم اما آنها بر خودشان ستم کردند.

ما ذٰلِکَ الشَّیءُ فی یَدِکَ؟
معنی: آن چیز در دست تو چیست؟

جواب تمرین درس ۵ صفحه ۶۷ عربی هشتم

جواب تمرین عربی کلاس هشتم

📙 تمرین یک_ الاول 
🔖با توجه به متن درس پاسخ درست کدام است؟ جواب تمرین درس ۵ صفحه ۶۷ عربی هشتم

۱- برای چه خانواده اسرین به تهران آمد؟
برای ماموریت اداری / برای معالجه دخترشان
۲-چند هفته اسرین تنها ماند؟
یک هفته / دو هفته
۳-اسرین در کدام کلاس بود؟
در کلاس اول / در کلاس دوم
۴-خانه اسرین و ایلار کجاست؟
در میدان خراسان / پشت مدرسه
۵-آیا اسرین از تبریز است؟
بله او اهل تبریز است / نه او اهل سنندج است

📙 تمرین دوم_ الثانی
🔖جمله‌ های زیر را با توجه به تصویر ترجمه کنید.جواب تمرین درس ۵ صفحه ۶۷ عربی هشتم

جواب تمرین درس ۵ صفحه ۶۸ عربی هشتم

📙 تمرین سوم _ الثالث
🔖 کدام کلمه با دیگر کلمه‌ها از نظر معنا و مفهوم ناهماهنگ است؟
جواب تمرین درس ۵ صفحه 68 عربی هشتم

📙 تمرین چهارم_ الرابع
🔖کلمات مترادف و متضاد را معلوم کنید.

مِهْنَه = شُغْل
شغل
أَتَی = جاءَ
آمد
بَساتین = حَدائِق
باغ ها
قادِم  ماضی
آینده – گذشته
بَیْع  شِراء
فروش – خرید
یَصْدُقُ  یَکْذِبُ
راست میگوید – دروغ میگوید
شاهَدَ = رَأَی
دید
لَیل نَهار
شب – روز
طَیِّب = جَیِّد
خوب
عاقِل  جاهِل
دانا – نادان
کَبیر صَغیر
بزرگ – کوچک
سِعْر = قیمَه
قیمت(به فارسی بَها)

📙 تمرین پنجم_ الخامس
🔖 ترجمه کنید.

۱- اَلْجاهِلُ یَکْذِبُ وَ الْعاقِلُ یَصْدُقُ.
معنی: جاهل (نادان) دروغ می گوید و عاقل راست می گوید.

۲- أَنا ذَهَبْتُ أَمسِ و أَنتَ سَوْفَ تَذْهَبُ غَداً.
معنی: من دیروز رفتم و تو فردا خواهی رفت.

۳- یا زَمیلی، ما هٰذَا الْمِصباحُ؟ أَنا ما رَأَیْتُهُ مِن قَبْل
معنی: ای دوست من ، این چراغ چیست؟ من قبلا او را ندیده بودم

۴- أَنتِ رَجَعْتِ قَبْلَ ساعَهٍ و نَحنُ سَنَرْجِعُ بَعْدَ ساعهٍ.
معنی: تو یک ساعت قبل برگشتی و ما یک ساعت دیگر باز خواهیم گشت.

۵- والِدَتی سَتَطْبُخُ طَعاماً لَذیذاً وَ نَحنُ سَوْفَ نَأْکُلُهُ.
معنی: مادرم غذای خوشمزه ای خواهد پخت و ما آن را خواهیم خورد

معنی صفحه ۶۹ عربی هشتم

معنی عربی هشتم

🔖 بخوانید و معنی کنید.

۱_ اَلْعُلَماءُ مَصابیحُ الْأَرْضِ.
جواب: عالمان چراغ های زمین هستند.

۲_ اَلْعِلْمُ خَزائِنُ وَ مِفْتاحُهَا السُّؤالُ. 
جواب: علم گنجینه (هاست) است و کلید آن پرسیدن است.

۳_ إنَّ الْعِلْمَ حَیاهُ الْقُلوبِ وَ نورُ الْأَبصارِ.
جواب: قطعا علم زندگی قلب ها و روشنایی چشم هاست.

۴_ أَعلَمُ النّاسِ، مَنْ جَمَعَ عِلْمَ النّاسِ إلی عِلْمِهِ.
جواب: داناترین مردم، کسی است که علم مردم را به علم خود بیافزاید.

۵_ اَلْعِلْمُ خَیْرٌ مِنَ الْمالِ. اَلْعِلْمُ یَحْرُسُکَ وَ أنتَ تَحْرُسُ الْمالَ. 
جواب: علم بهتر از مال است. علم تو را نگه می‌دارد و تو مال را نگه می‌داری.

معنی عربی هشتم

بهای ارز در بارگاه های مقدس

أرُیدُ تَصریفَ نقُودی إلیَ الدّینارِ.
من می خواهم پولم را به دینار تبدیل کنم
أهَلاً بِکَ، یا زائِرُ.
خوش آمدید ای زائر (بازدید کننده)
کَیفَ تَصریفُ النُّقودِ؟
پول چگونه تبدیل می شود؟
اَلْأَسَعارُ مَکتوبَهٌ علَیٰ هٰذِه اللَّوحَهِ.
قیمت ها در این پلاک نوشته شده است
هَلِ اَلْأَسَعارُ فی کُلِّ السّوقِ واحِدَهٌ؟
آیا قیمت ها در هر بازار یکسان است؟
باِلتَّأکیدِ، اَلْأَسَعارُ ثابِتَهٌ.
البته، قیمت ها ثابت است
جَولَهٌ صَغیرَهٌ فی سوقِ الصَّرّافینَ؛ ثُمَّ أَرجِعُ.
گشت کوچکی در بازار صرافی میزنم و سپس می آیم
لا بأَسَ؛ أنَتَ حُرٌّ. أناَ فی خِدمَهِ الزُّوّارِ.
اشکالی نداره تو آزاد هستی در خدمت بازدیدکنندگان (زائران) هستم
بعَدَ دقَائقِ
بعد از دقایقی
رَجَعتُ عِندَکَ یا أَخی.
برگشتم پیش شما ای برادرم
أنَاَ فی خِدمَتِکَ. ماذا عِندَکَ؟ یورو أَمْ تومان؟
در خدمت شما هستم. چه چیزی داری؟ یورو یا تومان؟
عِندی تومان
من تومان دارم
سَأقَولُ لَکَ مِقدارَ التَّصریفِ.
من مبلغ پرداختی را به شما خواهم گفت

 

برای مشاهده سوالات و گام به گام کتاب‌های درسی خود، کافی است نام درس یا شماره صفحه مورد نظر را همراه با عبارت "همیار" در گوگل جستجو کنید.