جواب درس ۲ عربی دوازدهم (ترجمه و تمرینات)

جواب درس ۲ عربی دوازدهم (ترجمه و تمرینات)

ترجمه و معنی درس دوم عربی دوازدهم با جواب

جواب درس ۲ عربی دوازدهم (ترجمه و تمرینات)

ترجمه و معنی درس دوم عربی دوازدهم با جواب

جواب عربی دوازدهم / درس دوم

معنی صفحه ۱۸ درس دوم عربی دوازدهم

معنی درس دوم عربی دوازدهم

۱- جَلَسَ أَعضاء الْأُسْرَهِ أَمامَ التِّلْفازِ 
معنی: اعضای خانواده رو به روی تلویزیون نشسته‌اند.
وَ هُم یشُاهِدونَ الْحُجّاجَ فِی الْمَطارِ. 
معنی: در حالی که حاجی‌ها را در فرودگاه تماشا می‌کنند
نَظَرَ «عارِفٌ» إلیٰ والِدَیْهِ، فَرَأیٰ دُموعَهُما تَتَساقَطُ مِنْ أَعْیُنِهِما. 
معنی: «عارف» به پدر و مادرش نگاه کرد و اشک‌هایشان را دید که از چشمانشان پی در پی می‌افتند.
فَسَأَلَ عارِفٌ والِدَهُ مُتَعَجِّباً:
معنی: عارف با تعجب از پدرش پرسید:

۲- یا أَبی، لِمَ تَبْکی؟
معنی: ! ای پدرم، چرا گریه می‌کنی؟!

۳- اَلْأَبُ: حینَما أَرَی النّاسَ یَذْهَبونَ إلَی الْحَجِّ،
معنی: پدر: وقتی مردم را می‌بینم که به حج می‌روند،
تَمُرُّ أَمامی ذِکْرَیاتی
معنی: خاطراتم از مقابلم می‌گذرند،
؛ فَأَقولُ فی نَفْسی: یالَیتَنی أَذْهَبُ مَرَّهً أُخْریٰ!
معنی: و با خودم می‌گویم: ای کاش من بار دیگر بروم!

۴- رُقَیَّه: وَلٰکِنَّکَ أَدَّیْتَ فَریضَهَ الْحَجِّ فِی السَّنَهِ الْماضیَهِ مَعَ أُمّی!
معنی: رقیه: ولی تو واجب حج را همراه مادرم در سال گذشته به جا آوردی!

۵- اَلْأُمُّ: لَقَد اشْتاقَ أَبوکُما إلَی الْحَرَمَینِ الشَّریفَینِ وَ الْبَقیعِ الشَّریفِ.
معنی: مادر: پدرتان مشتاق حرمین شریف مسجد الحرام، مسجد نبوی و بقیع شریف شده است.

۶- عارِفٌ: أَ أَنتِ مُشْتاقَهٌ أَیضاً؛ یا أُمّاهْ؟
معنی: عارف: ای مادر! آیا تو نیز مشتاق هستی؟

۷- اَلْأُمُّ: نَعَم، بِالتَّأکیدِ یا بُنَیَّ.
معنی: مادر: آری، البته ای پسرم.

معنی صفحه ۱۹ درس دوم عربی دوازدهم

معنی درس دوم عربی دوازدهم

۸- اَلْأَبُ: کُلُّ مُسْلِمٍ حینَ یَریٰ هٰذَا الْمَشهَدَ، یَشتاقُ إلَیهِ.
معنی: پدر: هر مسلمانی وقتی این صحنه را میبیند، مشتاق آن میشود.

۹- عارِفٌ: ما هیَ ذِکْرَیاتُکُما عَنِ الْحَجِّ؟
معنی: عارف: خاطراتتان از حج چیست؟

۱۰- اَلْأَبُ: أَتَذَکَّرُ خیاٖمَ الْحُجّاج فی مِنیٰ وَ عَرَفاتٍ،
معنی: پدر: به یاد می‌آورم چادرهای حاجی‌ها در منا و عرفات و
وَ رَمْیَ الْجَمَراتِ وَ الطوَّافَ حَوْلَ الْکَعْبَهِ الشَّریفَهِ وَ السَّعْیَ بَیْنَ الصَّفا وَ الْمَروَهِ، وَ زیارَهَ الْبَقیعِ الشَّریفِ.
معنی: رمی جمرات پرتاب سنگریزها و گردش دور کعبه شریف و سعی (دویدن) بین صفا و مروه و زیارت بقیع شریف را.

معنی صفحه ۲۰ درس دوم عربی دوازدهم

معنی درس دوم عربی دوازدهم

۱۱- اَلْأُمُّ: وَ أَنا أَتَذَکَّرُ جَبَلَ النّورِ الَّذی کانَ النَّبیّ (ص) یَتَعَبَّدُ فی غارِ حِراءٍ الْواقِعِ فی قِمَّتِهِ.
معنی: مادر: و من به یاد می‌آورم کوه نور را که پیامبر و در غار واقع در قله آن عبادت می‌کرد.

۱۲- رُقَیَّه: أنَا قَرَأْتُ فی کِتابِ التَّربیَهِ الدّینیَّهِ أَنَّ أُولیٰ آیاتِ الْقُرآنِ نَزَ‌لَتْ عَلَی النَّبیِّ (ص) فی غارِ حِراءٍ.
معنی: رقیه: من در کتاب تربیت دینی (دین و زندگی) خواندم که نخستین آیه‌های قرآن در غار حرا بر پیامبر نازل شد.

۱۳- هَلْ رَأَیْتِ الْغارَ؛ یا أُمّاهْ؟
معنی: ای مادر، آیا غار را دیدی؟

۱۴- اَلْأُمُّ: لا، یا بُنَیَّتی. الَغْارُ یَقَعُ فَوْقَ جَبَلٍ مُرتَفِعٍ،
معنی: مادر: نه، ای دخترم، غار بالای کوهی بلند واقع است
لا یسَتطَیعُ صُعودَهُ إلَّا الْأَقویاءُ، 
معنی: که جز افراد قوی نمی‌توانند از آن بالا بروند.
وَ أَنتِ تَعْلَمینَ أَنَّ رِجْلی تُؤْلِمُنی.
معنی: و تو میدانی که پایم درد میکند.

معنی درس دوم عربی دوازدهم

۱۵- رُقَیَّه: هَلْ رَأَیْتُما غارَ ثَوْرٍ الَّذی لَجَأَ إلَیهِ النَّبیُّ فی طَریقِ هِجرَ‌تِهِ إلَی الْمَدینَهِ الْمُنَوَّرَهِ؟
معنی: رقیه: آیا دیدی غار ثور را که پیامبر پیر در راه هجرتش به مدینه منوره به آن پناه برد؟

۱۶- اَلْأَبُ: لا، یا عزَیزتَی؛ أنَا أَتَمَنّیٰ أَنْ أَتَشَرَّفَ مَعَ جَمیع أَعضاءِ الْأُسرَهِ وَ مَعَ الْأَقْرِباءِ لِزیارَهِ مَکَّهَ الْمُکَرَّمَهِ وَ الْمَدینَهِ الْمُنَوَّرَهِ مَرَّهً أُخْریٰ وَ أَزورَ هٰذِهِ الْأَماکِنَ.
معنی: پدر: نه، ای عزیزم، من آرزو دارم که بار دیگر همراه همه اعضای خانواده و نزدیکان به زیارت مکه مکرمه و مدینه منوره مشرف شوم و این اماکن را زیارت کنم. (ببینم)

معنی کلمات درس دوم عربی دوازدهم

آلَمَ‌: به درد آورد (مضارع: یُؤْلِمُ) «رِجْلی تُؤْلِمُنی: پایم درد می‌کند‌» بُنَیَّتی: دخترکم زارَ ـُ: دیدار کرد (مضارع: یَزورُ)
اِشْتاقَ: مشتاق شد (مضارع: یَشْتاقُ) تَعَبَّدَ: عبادت کرد «زُرْتُ: دیدار کردم»
أُمّاهْ: ای مادرم اَلتِّلْفاز: تلویزیون اَلسَّعْی‌: دویدن‌، تلاش
بُنَیَّ: پسرکم اَلْخیاٖم: چادرها «مفرد: اَلْخَیْمَه‌» اَلْقِمَّه: قلّه «جمع: اَلْقِمَم»
اَلرِّجْل: پا «جمع: اَلْأَرْجُل‌» لَجَأ إلیٰ ـَ: به … پناه بُرد
رَمْیُ الْجَمَراتِ‌: پرتابِ ریگ‌ها (در مراسم حج) مَرَّ: گذر کرد (مضارع: یَمُرُّ)
اَلْمَشْهَد: صحنه

جواب صفحه ۲۱ درس دوم عربی دوازدهم

📘 عَیِّنْ جَوابَ الْأَسْئِلَهِ التّالیَهِ مِنَ الْعَمودِ الثّانی. (اثِنانِ زائدِانِ)
پاسخ سوالات زیر را از ستون دوم انتخاب کنید.جواب صفحه ۲۱ درس دوم عربی دوازدهم

۱- لمِاذا لَمْ تَصْعَدْ والِدَهُ عارِفٍ وَ رُقَیَّهَ جَبَلَ النّورِ؟ لِأَنَّ رِجْلَ الْأُمِّ کانَتْ تُؤْلِمُها.
معنی: چرا مادر عارف و رقیه از کوه نور بالا نرفت؟ زیرا پای مادر درد می کرد

۲- ماذا کانَ أَعْضاءُ الْأُسْرَهِ یشُاهِدونَ؟ اَلْحُجّاجَ فِی الْمَطارِ.
معنی: اعضای خانواده چه چیزی را نگاه می کردند؟ حاجی ها را در فرودگاه

۳- أَینَ جَلَسَ أَعضاءُ الْأُسْرَهِ؟ أَمامَ التِّلْفازِ.
معنی: اعضای خانواده کجا نشسته بودند؟ روبروی تلوزیون

۴- کَیْفَ یَکونُ جَبَلُ النّورِ؟ یَکونُ مُرْتَفِعاً.
معنی: کوه نور چگونه است؟ بلند می‌باشد

۵- مَنْ کانَ یَبْکی؟ والدِا الْأُسْرَهِ.
معنی: چه کسی گریه می کرد؟ پدر و مادر خانواده

واژه های اضافی:
اِشْتاقَ إلیَهِ
دلم براش تنگ شده
 رَأْسی یُؤْلِمُنی.
سرم درد میکنه

جواب صفحه ۲۳ درس دوم عربی دوازدهم

جواب صفحه ۲۳ درس دوم عربی دوازدهم

📘 اِخْتَبِرْ نَفْسَکَ 
عَیِّنِ «الْحالَ» فِی الْجُمَلِ التّالیَهِ.
«مورد» را در جملات زیر مشخص کنید.

۱- وَصَلَ الْمُسافِرانِ إلَی الْمَطارِ مُتَأَخِّرَیْنِ وَ رَکِبا الطّائِرَهَ. = مُتَأَخِّرَیْنِ
معنی: مسافران با تاخیر به فرودگاه رسیدند و سوار هواپیما شدند.

۲- تَجْتَهَِدُ الطّالِبَِهُ فی أَداءِ واجِباتِهِا راضیَهً وَ تُساعِدُ أُمَّها. = راضیَهً
معنی: دخترِ دانش‌آموز در انجام تکالیف‌هایش با خشنودی تلاش می‌کند و به مادرش کمک می‌کند.

۳- یُشَجِّعُ الْمُتَفرِّجونَ فَریقَهُمُ الْفائِزَ فَرِحینَ. = فَرِحینَ
معنی: امروز تماشاگران با خوشحالی تیم برنده‌شان را تشویق می‌کنند.

۴- اَلطّالِبَتانِ تَقْرَآنِ دُروسَهُما مُجِدَّتَینِ. = مُجِدَّتَینِ
معنی: دو دانش آموزِ دختر با جدّیّت درس‌هایشان را می‌خوانند.

جواب صفحه ۲۴ درس دوم عربی دوازدهم

جواب صفحه ۲۴ درس دوم عربی دوازدهم

📘 اِخْتَبِرْ نَفْسَکَ
تَرْجِمِ الْآیاتِ الْکَریمَهَ، ثُمَّ عَیِّنِ «الْحالَ».
آیات شریفه را ترجمه کنید، سپس «حال» را مشخص کنید.

۱- … وَ خُلِقَ الْإنسانُ ضَعیفاً
معنی: و انسان ناتوان آفریده شده است.
حال: ضَعیفاً: حال مفرد منصوب
خُلِقَ : قعل مجهول
الْإنسانُ: نائب فاعل

۲- … وَ لا تَهِنوا وَ لا تَحْزَنوا وَ أَنتُمُ الْأَعْلَوْن ..
معنی: و سست نشوید و اندوهگین نباشید در حالی که شما بر فراز هستید.
حال: أَنتُمُ الْأَعْلَوْن

۳- کانَ النّاسُ أُمَّهً واحِدَهً فَبَعَثَ اللهُ النَّبیّینَ مُبَشِّرینَ
معنی: مردم امّتی یگانه بودند و خداوند پیامبران را مژده ‌دهنده فرستاد.
حال: مُبَشِّرینَ

۴- یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ ارْجِعی إِلیٰ رَبِّکِ راضیَهً مَرْضیَّهً
معنی: ای نفس آرام، با خشنودی و خدا پسندیدگی به سوی پروردگارت بازگرد.
حال: راضیَهً – مَرْضیَّهً

۵- إنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعونَ
معنی: سرپرست شما تنها خدا و پیامبر و کسانی هستند که ایمان آورده‌اند، کسانی که در حالی که ر رکوع هستند، نماز را بر پای می‌دارند و زکات می‌دهند.
حال: هُمْ راکِعونَ

جواب تمرین عربی دوازدهم

جواب تمرین صفحه ۲۵ درس دوم عربی دوازدهم

🔶 تمرین یک_ الاول
📘 
أَ) عَیِّنْ نوَعَ اَلْکَلِماتِ الَّتی تَحتَها خَطٌّ.
نوع کلمات خط کشیده شده را مشخص کنید.
(نَوعُ اَلْکَلِماتِ: اِسْمُ فاعِلٍ وَ اسْمُ مَفعولٍ وَ اسْمُ مَکانٍ وَ اسْمُ مُبالغََهٍ وَ فعِْلٌ ماضٍ وَ فعِْلٌ مُضارِعٌ وَ مَصْدَرٌ وَ حَرْفُ جَرٍّ وَ …)

👈 دور کلماتی که با رنگ قرمز خط کشیده شده جواب قسمت «ج» این تمرین است!

جواب تمرین صفحه ۲۵ درس دوم عربی دوازدهم

«اَلسَّیِّدُ مُسلِمیٌّ» مُزارِعٌ. هوَ یَسْکُنُ فی قَریَهِ بِطْرود بِمُحافَظَهِ مازَندَران. إنَّهُ رَجُلٌ صادِقٌ وَ صَبّارٌ وَ مُحتَرَمٌ. 
معنی: آقای مسلمی کشاورز است. او در روستای بطرود در استان مازندران سکونت دارد. قطعا او مدری راستگو و بسیار شکیبا و محترم است.
مُزارِعٌ: اسم فاعل
یَسْکُنُ: فعل مضارع
صادِقٌ: اسم فاعل
صَبّارٌ: اسم مبالغه
مُحتَرَمٌ: اسم مفعول

فی یَوْمٍ مِنَ الْأَیّامِ شاهَدَ جَماعَهً مِنَ الْمُسافِرینَ واقِفینَ أَمامَ مَسْجِدِ الْقَریَهِ.
معنی: در روزی از روز ها گروهی از مسافران را در برابر مسجد روستا ایستاده دید.
مِنَ: حرف جر
الْمُسافِرینَ: اسم فاعل
واقِفینَ: اسم فاعل
مَسْجِدِ: اسم مکان

فَذَهَبَ وَ سَأَلَهُم عَنْ سَبَبِ وُقوفِهِم، فَقالوا: إنَّ سَیّارَتَنا مُعَطَّلَهٌ.
معنی: پس رفت و دلیل ایستادن شان را از آنها پرسید و گفتند همانا ماشین ما خراب شده است.
فَذَهَبَ: فعل ماضی
مُعَطَّلَهٌ: حرف جر

فَاتَّصَلَ السَّیِّدُ مُسلِمیٌّ بِصَدیقِهِ مُصَلِّحِ السَّیّاراتِ؛ لِکَی یُصَلِّحَ سَیّارَتَهمُ.
معنی: پس آقای مسلمی با دوستش تعمیرکار ماشین تماس گرفت؛ تا ماشین شان را تعمیر کند. دوستش آمد
مُصَلِّحِ: اسم فاعل
یُصَلِّحَ: اسم مفعول

وَ جاءَ صَدیقُهُ وَ جَرَّ سَیّارَتَهُم بِالْجَرّ‌ارَهِ وَ أَخَذَها إلیٰ مَوْقِفِ تَصْلیحِ السَّیّاراتِ.
معنی: و ماشین شان را با تراکتور کشید(بکسل کرد) و آن را به ایستگاه تعمیر خودرو ها برد.
 مَوْقِفِ: اسم مکان
تَصْلیحِ: مصدر 

جواب تمرین صفحه ۲۶ درس دوم عربی دوازدهم

ب) ما مِهنَهُ صَدیقِ السَّیِّدِ مُسلِمیٍّ؟
شغل یکی از دوستان آقای مسلمی چیست؟
پاسخ: مُصَلِّحُ السَّیّاراتِ.

ج) کَمْ جارّاً وَ مَجْروراً فِی النَّصِّ؟
چند صفت و مجروره در متن وجود دارد؟
پاسخ: تِسْعَه: فی قَریَهِ ، بِمُحافَظَهِ ، فی یَوْمٍ ، مِنَ الْأَیّامِ ، مِنَ الْمُسافِرینَ ، بِالْجَرّارَهِ ، بِصَدیقِ ، إلیٰ مَوْقِفِ ، عَنْ سَبَبِ

د) أَیْنَ یعیش السَّیِّدُ مُسلِمیٌّ؟
معنی: آقای مسلمی کجا زندگی می کند؟
پاسخ: یَعیشُ السَّیدُ مُسلِمیٌّ فی قَریَهِ بِطْرود بِمُحافَظَهِ مازَندَران. 
معنی: آقای مسلمی ساکن روستای برترود در استان مازندران است.

ه) اُکْتُب مُفْرَدَ هٰذِهِ الْکَلِماتِ.
مفرد این کلمات را بنویسید.

 سادَه: سَیِّد – قُریٰ: قَرْیَه – رِجال: رَجُل – أیَّام: یَوْم – سَیّارات: سَیّارَه
مُصَلِّحونَ: مُصَلِّح – أَصْدِقاء: صَدیق – مَواقفِ: مَوقِف – جَرّارات: جَرّارَه – جَماعات: جَماعَه

🔶 تمرین دوم_ الثانی
📘 
عَیِّنِ الْکَلِمَهَ الْغَریبَهَ فی کُلِّ مَجموعَهٍ، مَعَ بَیانِ السَّبَبِ.
کلمه ناهماهنگ را در هر گروه با ذکر دلیل مشخص کنید.

۱ _ اَلْأَصْدِقاء ⬜ _ اَلْأَحِبّاء ⬜ _ اَلْأَقْرِباء ⬜ _ اَلْأَرْبِعاء🔳
معنی: دوستان یاران نزدیکان چهارشنبه

۲ _ اَلطّین ⬜ _ اَلْمِلَفّ 🔳 _ اَلتُّراب ⬜ _ اَلْحَجَر⬜
معنی: گِل _ پرونده _ خاک _ سنگ

۳ _ اَلْأَعْیُن ⬜ _ اَلْأَکْتاف ⬜ _ اَلْفَأْس 🔳 _ الْأَسْنان⬜
معنی: چشمان _ کتف‌ها _ تبر _ دندان‌ها

۴ _ اَلْغُراب ⬜ _ اَلْعُصْفور ⬜ _ اَلْحَمامَه ⬜ _ اَلْمْائِدَه🔳
معنی: کلاغ _ گنجشک _ کبوتر _ سفره

۵ _ اَلْعَظْم ⬜ _ اَللَّحْم ⬜ _ اَلْعام 🔳 _ اَلدَّم⬜
معنی: استخوان _ گوشت _ سال _ خون

۶ _ اَلْخیام 🔳 _ أَمْسِ ⬜ _ غَداً ⬜ _ اَلْیَوم⬜
معنی: چادرها _ دیروز _ فردا _ امروز

جواب تمرین صفحه ۲۷ درس ۲ عربی دوازدهم

🔶 تمرین سوم _ الثالث
📘 
اُکتُبِ الْمَحَلَّ الْعرابیَّ لِلْکَلِماتِ الَّتی تَحتَها خَطٌّ.
محل اعرابی واژگانی را که زیر آنها خط است بنویس

۱- … رَبَّنا آتِنا فی الدُّنْیا حسَنَهَ وَ فی الْآخِرَهِ حَسَنَهً …
معنی: پروردگارا در دنیا به ما نیکی و در آخرت [نیز] نیکی بده.
حسَنَهَ: مفعول
الْآخِرَهِ: مجرور به‌حرف جر (جار و مجرور)

۲- جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ …
معنی: حق آمد و باطل نابود شد.
الْحَقُّ: فاعل / الْباطِلُ: فاعل

۳- وَ اسْتَعینوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاهِ …
معنی: از بردباری و نماز یاری بجویید.
صَّبْرِ: مجرور به‌حرف جر

۴- …فَإنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْغالِبونَ
معنی: بی گمان حزب خدا چیره شدگان‌اند.
اللهِ: مضافٌ إلیه

۵- …کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَهُ المَْوْتِ
معنی: هر کسی چشندۀ مرگ است.
ذائِقَهُ: مبتدأ و خبر

🔶 تمرین چهارم_ الرابع
📘 
اُکتُبْ کَلِمَهً مُناسِبَهً لِلتَّوضیحاتِ التّالیَهِ مِنْ کَلِماتِ نَصِّ الدَّرسِ وَ التَّمارینِ.
واژه مناسب را بریا توضیحات زیر از واژگان متن درس و تمرینها بنویس.
۱- اِبْنیَ الصَّغیرُ.
معنی: پسرِ کوچکم
پاسخ: بُنَیَّ ← پسرکم

۲- بِنْتیَ الصَّغیرَهُ.
معنی: دخترِ کوچکم
پاسخ: بُنَیَّتی ← دخترکم

۳- أَعْلَی الْجَبَلِ وَ رَأْسُهُ.
معنی: بالای کوه و سرِ آن
پاسخ: اَلْقِمَّه ← قلّه

۴- مَکانُ وُقوفِ السیّاراتِ وَ الْحافِلاتِ.
معنی: جای ایستادن اتومبیل‌ها و اتوبوس‌ها
پاسخ: اَلْمَوقِف ← ایستگاه

۵- سَیّارَهٌ نَسْتَخدِمُها لِلْعَمَلِ فِی الْمَزرَعَهِ.
معنی: خودرویی که برای کار در کشتزار آن را به کار می‌بریم.
پاسخ: اَلْجَرّارَه ← تراکتور

۶- صِفَهٌ لِجِهازٍ أَوْ آلَهٍ أَوْ أدَاهٍ بِحاجَهٍ إلَی التَّصْلیحِ.
معنی: صفتی برای دستگاهی یا ابزاری یا دست‌افزاری که نیاز به تعمیر دارد.
پاسخ: اَلْمُعَطَّلَه ← خراب

جواب تمرین صفحه ۲۸ و ۲۹ درس ۲ عربی دوازدهم

🔶 تمرین پنجم _ الخامس
📘 لِلتَّرْجَمَهِ.

برای ترجمه

۱- کَتَبَ: نوشت

قَدْ کُتِبَ التَّمرینُ:
تمرین نوشته شده است.
لِمَ لا تَکْتُبینَ دَرْسَکِ؟
چرا درسَت را نمی‌نویسی؟
لَمْ تَکْتُبی شَیئاً:
چیزی ننوشتی/ چیزی را ننوشته ای

۲- تَکاتَبَ: نامه نگاری کرد

اَلصَّدیقانِ تَکاتَبا:
دو دوست با هم نامه نگاری کردند.
رَجاءً، تَکاتَبا:
لطفا با هم نامه نگاری کنید.
تَکاتَبَ الزَّمیلانِ:
دو همکلاسی با هم نامه‌نگاری کردند.

۳- مَنَعَ: بازداشت، منع کرد

مُنِعْتُ عَنِ الْمَوادِّ السُّکَّریَّهِ:
از موادّ قندی منع شدم.
لا تَمْنَعْنا عَنِ الْخُروجِ: 
مارا از بیرون رفتن منع نکن
شاهَدْنا مانِعاً بِالطَّریقِ: 
مانعی را در راه دیدیم.

۴- اِمْتَنَعَ: خودداری کرد

لَنْ نَمْتَنِعَ عَنِ الْخُروجِ:
از خارج شدن خودداری نخواهیم کرد.
لا تَمْتَنِعوا عَنِ الاَکلِ:
از خوردن خودداری نکنید.
کانَ الْحارِسُ قَدِ امْتَنَعَ عَنِ النَّوْمِ:
نگهبان از خوابیدن خودداری کرده بود.

۵- عَمِلَ: کار کرد، عمل کرد

لِمَ ما عَمِلْتُم بِواجِباتِکُم؟ 
چرا به تکالیفتان عمل نکردید؟
أَ تَعْمَلونَ فی الْمَصنَعِ؟ 
آیا در کاخانه کار می‌کنید.
اَلْعُمّالُ مَشغولونَ بِالْعمَلِ: 
کارگران مشغول کار هستند.

۶- عامَلَ: رفتار کرد

إلٰهی، عامِلْنا بِفَضْلِکَ:
خدایا با لطف خودت با ما رفتار کن
إلٰهی، لا تُعامِلْنا بِعَدْلِکَ:
خدایا ، با عدالت با ما رفتار نکن
کانوا یُعامِلونَنا جَیِّداً:
آنها به خوبی با ما رفتار می‌کردند.

۷- ذَکَرَ: یاد کرد

قَدْ ذَکَرَ الْمُؤمِنُ رَبَّهُ: 
مؤمن پروردگارش را یاد کرده است.
ذُکِرْتَ بِالْخَیْرِ:
به نیکی یاد شدی.
قَدْ یَذْکُرُ الْأُستاذُ تَلامیذَهُ الْقُدَماءَ:
گاهی استاد از دانش آموزان قبلش یاد می کند.

۸- تَذَکَّرَ: به یاد آورْد

جَدّی وَ جَدَّتی تَذَکَّرانی:
پدر بزرگ و مادربزرگم مرا یاد می‌کنند.
سَیَتَذَکَّرُنا الْمُدَرِّسُ: 
معلّم، ما را به یاد خواهد آورد.
لا أَتَذَکَّرُ‌کَ یا زَمیلی:
ای همکلاسیِ من، تو را به یاد نمی‌آورم.

جواب تمرین صفحه ۳۰ درس ۲ عربی دوازدهم

🔶 تمرین ششم _ السّادِسُ
📘 ترَجِمِ النَّصِّ التّالیَ، ثُمَّ عَیِّنِ الْمَحَلَّ الْأعرابیَّ لِما تَحْتَهُ خَطٌّ.
متن زیر را ترجمه کن سپس محل اعرابی آنچه را زیر آن خط است مشخص کن.
سَمَکَهُ السَّهْمِ

سَمَکَهُ السَّهْمِ

سَمَکَهُ السَّهْمِ مِنْ أَعْجَبِ الْأَسْماکِ فِی الصَّیْدِ. 
معنی: ماهیِ تیرانداز عجیب‌ترین ماهی در صید است.
إِنَّها تُطْلِقُِ قَطَراتِ الْماءِ مُتَتالیَهً مِنْ فَمِها إلَی الْهَواءِ بِقوَّهٍ تُشْبِهُ إطْلاقَ السَّهْمِ وَ تُطْلِقُ هٰذَا السَّهْمَ الْمائیَّ فِی اتِّجاهِ الْحَشَراتِ فَوْقَ الْماءِ، 
معنی: او قطره‌های آب را به صورت پی‌درپی به قدرتی که شبیه رهاساختن تیر است از دهانش به سوی هوا رها می‌کند و این تیر آبی را در جهتِ حشرات روی آب رها می‌کند
وَ عِنْدَما تَسْقُطُ الْحَشَرهَ عَلیٰ سَطحْ الْماءِ تَبْلَعُها حَیَّهً.
معنی: و وقتی که حشره روی سطح آب میافتد، آن را زنده می‌بلعد.
سَمَکَهُ: مبتدا مرفوع
مُتَتالیَهً: حال «قید حالت»
الْهَواءِ: مجرور بحرف جرّ
الْحَشَرهَ: فاعل
الْماءِ: مجرور بحرف جرّ
حَیَّهً: حال «قید حالت»

هُواه أَسْماکِ الزّینَهِ مُعْجَبونَ بِهذِٰهِ السَّمَکَهِ، وَلٰکِنَّ تَغْذیَتَها صَعْبَهٌ عَلَیْهِم؛
معنی: علاقه‌مندان به ماهی‌های زینتی شیفتۀ این ماهی هستند؛ ولی غذا دادن به آن برایشان سخت است؛
لِأَنَّها تُحِبُّ أَنْ تَأْکُلَ الْفَرائِسَ الْحَیَّهَ.
معنی: زیرا این ماهی شکارهای زنده را ترجیح می‌دهد.
هُواه: مبتدا
مُعْجَبونَ: خبر
الْفَرائِسَ: مفعول
الْحَیَّهَ: صفه

سَمَکَهُ التّیلابیا
ماهیِ تیلابیا

سَمَکَهُ التیّلابیا مِنْ أَغْرِبِ الْأَسْماکِ تُدافِعُ عَنْ صِغارِها وَ هیَ تَسیرُ مَعَها. 
معنی: ماهیِ تیلابیا از عجیب‌ترین ماهی‌هاست که از بچّه‌هایش در حالی که همراهشان حرکت می‌کند دفاع می‌کند.
إنَّها تَعیشُ فی شَمال إفریقیا.
معنی: او در شمال آفریقا زندگی می‌کند
وَ هٰذِهِ السَّمَکَهُ تَبْلَعُ صِغارَها عِندَ الْخَطَرِ؛ 
معنی: و این ماهی هنگامِ خطر بچّه‌هایش را می‌بلعد؛
ثُمَّ تُخْرِجُها بَعْدَ زَوالِ الْخَطرِ.
معنی: سپس پس از برطرف شدن خطر آنها را خارج می‌کند.
صِغارِها: مجرور بحرف جرّ
هیَ تَسیرُ مَعَها: حال «قید حالت».
صغارَها: مفعول

۱-سَمَکَهُ السَّهْمِ: ماهی تیرانداز ۲-أطلقَ: رها کرد ۳- اَلْمُتَتالی: پی درپی ۴- اَلفَم: دهان –۵ بلَعَ: بلعید ۶- الهُواه: علاقه مندان «مفرد: الَهْاوی»

جواب تمرین صفحه ۳۱ درس ۲ عربی دوازدهم

🔶 تمرین هتفم _السّابِعُ 
📘 عَیِّنِ «الْحالَ» فِی الْعِباراتِ التّالیَهِ.
معنی: در عبارت های زیر حال را مشخص کنید.

۱- مَنْ عاشَ بِوَجْهَینِ، ماتَ خاسِراً.
معنی: هر کس با دورویی زندگی کند زیانکار می‌میرد.

۲- أَقوَی النّاسِ مَنْ عَفا عدَوَّه مُقتَدِراً.
معنی: نیرومندترین مردم کسی است که در حال قدرت از دشمنش درگذرد.

۳- عِندَ وُقوعِ الْمَصائِبِ تَذهَبُ الْعَداوَهُ سَریعَهً.
معنی: هنگام وقوع مصیبت‌ها، دشمنی به سرعت از بین می‌رود.

۴- مَنْ أَذْنَبَ وَ هوَ یَضْحَکُ، دَخَلَ النّارَ وَ هوَ یَبکی.
معنی: هرکس گناه کند در حالی که می‌خندد، به جهنم وارد می‌شود در حالی‌که گریه می‌کند.

۵- یَبقَی الْمُحسِنُ حَیّاً وَ إنْ نُقِلَ إلی منازِلِ الأَمواتِ.
معنی: نیکوکار زنده می‌ماند اگرچه به منزل‌های مردگان منتقل شده باشد

۶- إذا طَلَبْتَ أَنْ تَنجَحَ فی عَمَلِکَ فَقُمْ بِهِ وَحیداً وَ لا تتَوَکَّلْ عَلَی النّاسِ.
معنی: اگر بخواهی در کارت موفق شوی پس به تنهایی به انجام آن اقدام کن و بر مردم تکیه نکن

جواب تمرین صفحه ۳۲ درس ۲ عربی دوازدهم

🔶 تمرین هشتم _الثّامِنُ
📘 عَیِّنِ الصَّحیحَ فِی الْمُفرَدِ وَ جَمعِهِ.
درست را در مفرد و جمعش مشخص کن.

در تمرین زیر
جلوی مواردی که مفرد آنها صحیح است درست نوشته شده
مفرد و جمع صحیح سایر کلمات دیگر را جداگانه نوشته ایم.

۱- سَمَکَه، سَمَکات درست
۲- ذِکْریٰ، ذِکْرَیات درست
۳- فَریسَه، فَرائِس درست
۴- قُربان، قَرابین درست
۵- خَطیئَه، أَخطاء
خَطیئَه: خطایا و خطیئات/ خطأ: ج أخطاء؛ لغزش

۶- طَعام، مَطاعِم
طعام: ج أطعمه: غذاها/ مطعم: ج مطاعم

۷- دَعْوَه، دَعَوات درست
۸- کتِابَه، کِتابات درست
۹- شَعْب، شُعَب
شعب: ج شعوب؛ ملت ها/ شعبه: ج شعب

۱۰- عَظْم، أَعاظِم
عظم: ج عظام: استخوان ها/ أعظم: أعاظم؛ بزرگتران

۱۱- تِمثال، أَمثِلَه
تمثال: ج تماثیل: تندیس ها/ مثال:ج أمثله

۱۲- سِنّ، سَنَوات
سنّ: أسنان؛ دندان ها/ سنه: ج سنوات؛ سالها

۱۳- عَصْر، عُصور درست
۱۴- صَنَم، أَصنام درست
۱۵- حاجّ، حُجّاج درست
۱۶- دَمْع، دُموع درست
۱۷- وَجْه، وُجوه درست
۱۸- بِنت، أَبناء
بنت: ج بنات؛ دختران/ أبن: ج أبناء؛ فرزندان

۱۹- إِلٰه، آلِهَه درست
۲۰- آیَه، آیات درست

برای مشاهده سوالات و گام به گام کتاب‌های درسی خود، کافی است نام درس یا شماره صفحه مورد نظر را همراه با عبارت "همیار" در گوگل جستجو کنید.