ترجمه درس ۳ عربی دوازدهم انسانی (با جواب تمرینات)

ترجمه درس ۳ عربی دوازدهم انسانی (با جواب تمرینات)

ترجمه و جواب تمرینات درس سوم عربی دوازدهم انسانی

ترجمه درس ۳ عربی دوازدهم انسانی (با جواب تمرینات)

ترجمه و جواب تمرینات درس سوم عربی دوازدهم انسانی

گام به گام عربی دوازدهم انسانی / درس ۳ :: ثَلاثُ قِصَصٍ قَصیرَهٍ

ترجمه درس سوم عربی دوازدهم انسانی

فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللهِ لِنْتَ لَهُم وَ لَوْ کُنْتَ فَظّاً غَلیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضّوا مِنْ حَوْلِکَ …) آلُ عِمران: ۱۵۹
معنی: پس به [برکتِ] رحمتی از سوی خدا با آنان نرمخو شدی، و اگر تندخو و سنگدل بودی، بی گمان از اطرافت پراکنده می‌شدند.

ترجمه صفحه ۳۸ عربی دوازدهم انسانی

۱- إحترام الأطفال
احترام کودکان

ذاتَ یَومٍ کانَ رَجُلٌ جالِساً عِندَ رَسولِ اللهِ (ص). وَ بَعْدَ لَحَظاتٍ جاءَ ابْنُهُ وَ سَلَّمَ علَیَ النَّبیِّ (ص)؛
معنی: روزی مردی نزد فرستادۀ (پیامبر) خدا نشسته بود و پس از چند لحظه پسرش آمد و به پیامبر (ص) سلام کرد؛
ثُمَّ راحَ نَحْوِ والِدِهِ،
معنی: سپس به سوی پدرش رفت
فَقَبَّلَهُ الْأَبُ وَ أَجْلَسَهُ عِندَهُ. 
معنی: و پدر، او را بوسید و نزد خودش نشانید.

فَرِحَ رَسولُ اللهِ (ص) مِنْ عَمَلِهِ.
معنی: فرستادۀ خدا (ص) از کارش خوشحال شد
وَ بَعْدَ قَلیلٍ جاءَتْ بِنْتَهُ، وَ سَلَّمَتْ عَلَی النَّبیِّ (ص)؛
معنی: و پس از اندکی دخترش آمد و به پیامبر (ص) سلام کرد؛
ثُمَّ راحَتْ نَحْوَ والِدِها.
معنی: سپس به سوی پدرش رفت؛
أَمَّا الْوالِدُ فَلَمْ یُقَبِّلْها وَ لَمْ یُجْلِسْها عِنْدَهُ.
معنی: ولی [پدر] او را نبوسید و نزد خودش ننشانید.
فَانْزَعَجَ رَسولُ اللهِ (ص) وَ قالَ:
معنی: پس رسول خدا آزرده شد و گفت
«لمَِ تُفَرِّقُ بَیْنَ أَطْفالِکَ؟!»
معنی: برای چه میان کودکانت فرق می گذاری

نَدِم الرَّجُلُ و أخَذَ یَدَ بِنْتِهِ و قَبِّلَها، و أَجْلَسَها عِندَهُ.
معنی: مرد پشیمان شد و دست دخترش را گرفت و او را بوسید و وی را نزد خودش نشاند .

۲- اَلشَّیْماءُ بِنْتُ حَلیمَهَ
شیما دختر حلیمه

کانَتْ لِرَسولِ اللهِ (ص) أُخْتٌ مِنَ الرَّضاعَهِ اسْمُهَا الشَّیمْاءُ.
معنی: فرستادهٔ خدا (ص) شیری (رَضاعی) داشت که نام او شیما بود. (خواهری شیری به نام شیما داشت)

کانَتِ الشَّیمْاءُ تَحْضُنُ النَّبیَّ (ص) صَغیراً وَ تلُاعِبُهُ وَ تقَولُ:
معنی: شیما پیامبر (ص) را در حالی که خردسال بود در آغوش می‌گرفت و با او بازی می‌کرد و می‌گفت:

یا رَبَّنا أَبْقِ لَنا مُحَمَّدا ◈※◈ حَتّیٰ أرَاهُ یافِعاً وَ أَمْرَدا
معنی: ای پروردگار ما ،محمد را برای ما نگه دار تا او را در حالی که نوجوانی کم سن و سال است ببینم.

ترجمه صفحه ۳۹ عربی دوازدهم انسانی

و کانَ النَّبیُّ (ص) شَدیدَ التَّعَلُّقِ بِها فِی الطُّفولَهِ؛
معنی: و پیامبر در کودکی به او بسیار وابسته بود.
فَمَرَّتِ الْأَیّامُ و فی غَزْوَهِ حُنَیْنِ فِی السَّنَهِ الثّامِنَهِ بَعْدَ الْهِجْرَهِ وَقَعَتِ الشَّیْماءُ أَسیرَهً بِیَدِ الْمُسْلِمینَ؛
معنی: روزها گذشت و در غزوۀ (جنگ) حنین در سال هشتم هجری شیما به دست مسلمانان اسیر شد
فَقالَتْ لَهُم: «إنّی لَأُختُ النَّبیِّ (ص) مِنَ الرَّضاعَهِ …»؛
معنی: و به آنها گفت: من خواهر شیری پیامبر (ص) هستم.

فَلَمْ یُصَدِّقوا قَوْلَها،
معنی: ولی سخنش را نپذیرفتند
فَأَخَذوها عِندَ رَسولِ اللهِ (ص)،
معنی: و او را نزد فرستادۀ خدا (ص) بردند،
فَعَرَفَها وَ أَکْرَمَها وَ بَسَطَ لَها رِداءَهُ؛
معنی: پس او را شناخت و وی را گرامی داشت و روپوش بلندش را برایش پهن کرد.
ثُمَّ أَجْلَسَها عَلَیهِ،
معنی: سپس او را بر آن نشاند
وَ خَیَّرَها بَیْنَ الْإِقامَهِ مَعَهُ مُعَزَّزَهً أَوِ الْعَودَهِ إلَی قوَمِها سالِمَهً راضیَهً،
معنی: و وی را میان ماندن همراه او با عزّت یا برگشت به سوی مردمش (قومش) با سلامت و خشنودی اختیار داد.
فَاخْتارَتِ الشَّیمْاءُ قَومَها، فَأَعْتَقَها رَسولُ الله (ص)، وَ أَرْسَلَها إلَی قَومِها بِإعزازٍ.
معنی: شیما مردمش (قومش) را برگزید، پس فرستادۀ خدا (ص) او را آزاد کرد و با عزّت وی را به نزد مردمش (قومش) فرستاد.

فَأَسْلَمَتْ و دافَعَتْ عَنْ أَخیها و دَعَتْ قَومَها إلَی الْإسلامِ و بَیَّنَتْ أَخلاقَ النَّبیِّ (ص) لَهُم فأََسْلَموا.
معنی: پس مسلمان شد و از برادرش دفاع کرد و مردمش را به اسلام دعوت کرد و اخلاق پیامبر (ص) را برایشان بیان کرد و [آن ها نیز ] مسلمان شدند .

فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللهِ لِنْتَ لَهُم وَلَوْ کُنْتَ فَظّاً غَلیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضّوا مِنْ حَوْلِکَ﴾ 
معنی: سپس به [برکت] رحمتی ازسوی خدا با آنان نرمخو شدی، و اگر تندخو و سنگدل بودی، بی‌‌گمان از اطرافت پراکنده می‌شدند.

۳- اَلْعَجوزُ الْمُحْسِنُ
پیرمرد نیکوکار

فی یَومٍ مِنَ الْأَیّامِ شاهَدَ «کِسْریٰ أنَوشِروانُ» فَلّاحاً عَجوزاً یَغْرِسُ فَسیلَهَ جَوْزٍ، فَتَعَجَّبَ وَ قالَ:
معنی: در روزی از روزها انوشیروان کشاورز پیری را دید که نهال گردو می‌کاشت؛ شگفت زده شد و گفت:

«أیَهُّاَ الفَْلّاحُ، أَ تَأْمُلُ أَنْ تَعیشَ حَتَیٰ تَأْکُلَ مِنْ ثَمَرِها؟! أَلا تَعْلَمُ أَنَّها لا تُثْمِرُ عادَهً إلّا بَعْدَ عَشْرِ سَنَواتٍ»؟!
معنی: ای کشاورز، آیا امید داری که زندگی کنی (زنده باشی) تا از میوه‌اش بخوری؟! آیا نمی‌دانی که درخت گردو معمولا میوه نمی‌دهد مگر پس از ده سال‌؟! (تنها پس از ده سال میوه می‌دهد.)

فَقالَ الْعَجوزُ: غَرَسَ الْآخَرونَ أَشْجاراً، فَنَحْنُ أَکَلْنا مِنْ ثِمارِها، وَ نَحْنُ نَغْرِسُ أَشْجارا لکَِی یَأْکُلَ مِنْ ثِمارِها الْآخَرونَ.
معنی: پس پیرمرد گفت: دیگران درختانی را کاشتند و ما از میوه‌هایش خوردیم و ما درختانی را می‌کاریم تا دیگران از میوه‌هایش بخورند.

ترجمه صفحه ۴۰ عربی دوازدهم انسانی

فَقالَ أَنوشِروانُ: «أَحْسَنْتَ یا شَیخُ!» وَ أَمَرَ أَنْ یُعْطَی الْفَلّاحُ أَلْفَ دینارٍ.
معنی: پس انوشیروان گفت: آفرین بر تو ای شیخ. (ای پیرمرد، ای بزرگ) و دستور داد که هزار دینار به کشاورز داده شود.

فَقالَ الْفَلّاحُ الْعَجوزُ فَرِحاً: «ما أَسْرَعَ إثْمارَ هٰذِهِ الشَّجَرَهِ»!
معنی: کشاورز پیر با خوشحالی گفت: میوه دادن این درخت چقدر سریع است!

فَأَعْجَبَ أَنوشِروانَ کلَامُهُ وَ أَمَرَ مَرَّهً ثانیَهً أَنْ یُعْطَی الْفَلّاحُ أَلْفَ دینارٍ آخَرَ.
معنی: سخن او انوشیروان را به شگفتی آورد. (انوشیروان از سخن او خوشش آمد.) و دوباره دستور داد هزار دینار دیگر به او داده شود.

ما مِن رَجُلٍ یَغْرِسُ غَرْساً إلّا کَتَبَ اللهُ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ قَدْرَ ما یَخْرُجُ مِنْ ثَمَرِ ذٰلِکَ الْغَرْسِ. رَسولُ اللّهِ (ص)
معنی: هیچ کسی نیست که نهالی را بکارد مگر اینکه خدا به اندازه آنچه از ثمر (میوهٔ) آن درخت بیرون آید، برایش بنویسد.

هُما یَغرِسانِ فَسائِلَ فی بِدایَهِ حَیاتِهِمَا الْجَدیدَهِ.
معنی: آنها در آغاز زندگی جدید خود در حال کاشت [درخت] هستند.

معنی کلمات درس سوم عربی دوازدهم انسانی

أَبْقِ: نگهدار (أَبْقیٰ، یُبْقی) راحَ ُ: رفت = ذَهَبَ
اَلْإقامَه: ماندن اَلْغَرْس: نهال، کاشتنِ نهال
خَیَّرَ: اختیار داد مَرَُّ: گذر کرد (مضارع: یَمُرُّ)
اَلْعَجوز: پیرمرد، پیرزن «جمع: اَلْعَجائِز» أَعْتَقَ: آزاد کرد
لاعَبَ: با … بازی کرد اِنْفَضَّ: پراکنده شد (مضارع: یَنْفَضُّ)
اَلْإثْمار: میوه دادن اَلرِّداء: روپوش بلند و گشاد روی دیگر جامه‌ها
اَلْأَمْرَد: پسر نوجوانی که سبیلش درآمده، ولی هنوز ریش در نیاورده است. غَلیظُ الْقَلْبِ: سنگدل
دافَعَ: دفاع کرد اَلْمُعَزَّز: گرامی
اَلْعَودَه: برگشتن = اَلرُّجوع الْإعزاز: گرامی داشتن «بِإعزازٍ: با عزّت»
لِنْتَ: نرم شدی (ماضی: لانَ ِ، مضارع: یَلینُ) اَلْجَوْز: گردو
أَثْمَرَ: میوه داد اَلرَّضاعَه: شیر خوارگی
أَمَلَ ُ: امید داشت اَلْفَسیلَه: نهال «جمع: اَلْفَسائِل»
دَعَتْ: مؤنّثِ «دَعا» (دعوت کرد) اَلْیافِع: جوان کم سال
غَرَسَ: کاشت أَکْرَمَ: گرامی داشت
ما أَسْرَعَ: چه شتابان است! حَضَنَ ُ: در آغوش گرفت
اِخْتارَ: برگزید = اِنْتَخَبَ (مضارع: یَخْتارُ) اَلشَّیخ: پیرمرد، پیشوا «جمع: اَلشُّیوخ»
اِنْزَعَجَ: آزرده شد اَلْفَظّ: تندخو

ترجمه صفحه ۴۲ عربی دوازدهم انسانی

ترجمه صفحه ۴۲ عربی دوازدهم انسانی

أَ. أَجِبْ عَنِ الْأَسْئِلَهِ التّالیَهِ مُسْتَعیناً بِالنَّصِّ.
با کمک متن به پرسش های زیر پاسخ بده.
۱- ما قالَتِ الشَّیْماءُ لِلْمُسْلِمینَ حینَ وَقَعَتْ فِی الْأَسَرِ؟ قالَتْ: إنّی لَأُختُ النَّبیِّ الرَّضاعَهِ.
معنی: هنگامی که شیما در اسارت افتاد به مسلمانان چه گفت؟ به ایشان گفت: من خواهر رضاعی پیامبرم.

۲- کَمْ دیناراً أَمَرَ أَنوشِروانُ أَنْ یُعْطَی الْفَلّاحُ؟ أَمَرَ أَنْ یُعطیٰ لِلْفَلّاحِِ أَلْفَ دینارٍ.
معنی: انوشیروان فرمود چند دینار به برزگر داده شود؟ فرمود که هزار دینار به کشاورز داده شود.

۳- مِنْ أَیِّ شَیءٍ انْزَعَجَ رَسولُ اللهِ (ص)؟ انْزَعَجَ رسول اللهِ (ص) حینَ رأَی الرَّجُلَ لَمْ یُقَبِّلْ إلّا ابْنَهُ.
معنی: فرستاده خدا از چه چیزی آزرده شد؟ فرستاده خدا هنگامی که دید مرد تنها پسرش را بوسید آزرده شد.

۴- ماذا کانَ یَغْرِسُ الْفَلّاحُ الْعَجوزُ؟ کانهَ الْفَلّاحُ الْعَجوزُ یَغْرِسُ فَسیلَهَ جَوْزٍ.
معنی: برزگر سالخورده چه چیزی را می‌کاشت؟ پدر در آغاز پسرش را بوسید.

۵- مَنْ قَبَّلَ الوْالِدُ فِی الْبِدایَهِ؟ قَبَّلَ الْوالِدُ ابْنَهُ فِی الْبِدایَهِ.
معنی: پدر در آغاز چه کسی را بوسید؟ پدر در آغاز پسرش را بوسید.

۶ مَنْ هیَ الشَّیماءُ؟ إنَّها أُختُ النَّبیِّ (ص) مِنَ الرَّضاعَهِ.
معنی: شیما کیست؟ او خواهر شیری پیامبر است.ترجمه صفحه ۴۲ عربی دوازدهم انسانی

ب. عَیِّنِ الصَّحیحَ وَ الْخَطأ حَسَبَ الْحَقیقَهِ.
درست و نادرست را بر حسب واقع شناسایی کن.
۱- دَعَتِ الشَّیْماءُ قَبیلَتَها إِلَی الْإِسْلامِ بَعْدَ أَنْ أَعتَقَهَا النَّبیُّ درست✅
معنی: شیما پس از اینکه پیامبر او را آزاد کرد قبیله اش را به اسلام فراخواند

۲- لَوْ کانَ النَّبیُّ (ص) فظَّا لَانْفَضَّ النّاسُ مِنْ حَوْلِهِ. درست✅
معنی: اگر پیامبر قلی تندخو بود، مردم از پیرامونش پراکنده می‌شدند.

۳- اَلِاهْتِمامُ بِغَرْسِ الْأَشجارِ واجِبٌ عَلیٰ کُلِّ فَرْدٍ مِنّا. نادرست❌
معنی: همت ورزیدن به کاشت درختان بر هر فردی از ما ضروری است.

۴- کانَ أَنوشِروانُ أَحَدَ مُلوکِ إیران قَبْلَ مِئَهِ سَنَهٍ. نادرست❌
معنی: انوشیروان یکی از پادشاهان ایران صد سال پیش بود.

۵- تُثْمِرُ شَجَرَهُ الْجَوزِ بَعْدَ سَنَتَینِ عادَهً. نادرست❌
معنی: درخت گردو معمولا پس از دو سال میوه می‌دهد.

۶- کانَ النَّبیُّ (ص) یُحِبُّ الْأَطفالَ. درست✅
معنی: پیامبر (ص) کودکان را دوست می‌داشت.

ترجمه صفحه ۴۴ عربی دوازدهم انسانی

ترجمه صفحه ۴۴ عربی دوازدهم انسانی

تَرْجِمِ الْعِباراتِ التّالیَهَ؛ ثُمَّ عَیِّنِ الْمُستَثنیٰ وَ الْمُستَثنیٰ مِنهُ.
آنچه را می آید ترجمه کن؛ سپس مستثنا و مستثنا منه را شناسایی کن.
۱- … کُلُّ شَیءٍ هالِکٌ إلّا وَجْهَهُ …
معنی: هر چیزی به جز چهره او نابود شدنی است.
مستثنی: وَجهَ
مستثنی منه: کُلُّ شَیءٍ

۲- فَسَجَدَ الْمَلائِکَهُ کُلُّهُم أَجْمَعونَ إلّا إبلیسَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرینَ
معنی: پس همه فرشتگان باهم سجده کردند؛ به جز شیطان که خود را بزرگ یافت و از کافران بود[شد].
مستثنی: إبلیسَ
مستثنی منه: المَلائکَهُ

۳- کُلُّ عَیْنٍ باکیَهٌ یَوْمَ الْقیامَهِ إلّا ثَلاثَ أَعیُنٍ: عَیْنٌ سَهِرَتْ فی سبیلِ اللهِ، وَ عَیْنٌ غُضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللهِ وَ عَیْنٌ فاضَتْ مِنْ خَشْیَهِ اللهِ 
معنی: هر چشمی روز رستاخیز گریان است، به جز سه چشم: چشمی که در راه خدا بیدار مانده و چشمی که از محارم بر هم نهاده شده و چشمی که از پروای خدا لبریز شده است.
مستثنی: ثَلاثَ أعیُن
مستثنی منه: کُلُّ عَینٍ

۴- کُلُّ وِعاءٍ یَضیقُ بِما جُعِلَ فیهِ إلّا وِعاءَ الْعِلْمِ؛ فَإنَّهُ یَتَّسِعُ
معنی: هر ظرفی با آنچه در آن نهاده شده تنگ می شود، به جز ظرف دانش؛ زیرا به کمک آن فراخ می شود.
مستثنی: وِعاءَ العِلمِ
مستثنی منه: کُلُّ وِعاءٍ

۵- کُلُّ شَیءٍ یَرْخُصُ إذا کَثُرَ إلَّا الْأَدَبَ؛ فَإنَّهُ إذا کَثُرَ غَلا 
معنی: هر چیزی به جز ادب هرگاه زیاد شود ارزان می‌شود؛ زیرا ادب هرگاه زیاد شود پر بها می‌شود.
مستثنی: الأدَبَ
مستثنی منه: کُلُّ شَیءٍ

۶- لا تَعْلَمُ زَمیلاتی اللُّغَهَ الْفَرَنسیَّهَ إلّا عَطیَّهَ.
معنی: هم شاگردیانم به جز عطیه زبان فرانسه نمی دانند.
مستثنی: الشِّرْکَ
مستثنی منه: الذُّنوبَ

۷- حَلَّ الطُّلّبُ مَسائِلَ الرّیاضیّاتِ إلّا مَسأَلَهً.
معنی: دانش‌آموزان به جز یک مسئله [همه] مسایل ریاضی را حل کردند.
مستثنی: مَسأَلَهً
مستثنی منه: مَسائِلَ الرّیاضیّاتِ

ترجمه صفحه ۴۶ عربی دوازدهم انسانی

ترجمه صفحه ۴۶ عربی دوازدهم انسانی

تَرْجِمِ العِْباراتِ التّالیَهَ.
عبارات زیر را ترجمه کن
۱- وَ مَا الْحَیاهُ الدُّنْیا إلّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ ….
معنی: و زندگی دنیا جز بازی و سرگرمی نیست.

۲- … لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللهِ إلَّا الْقَوْمُ الْکافِرونَ
معنی: جز قوم کافران از رحمت خدا ناامید نمی‌شود.

۳- إنَّ الْإنسانَ لَفی خُسْرٍ إلّا الَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلوا الصّالِحاتِ …
معنی: بی‌گمان انسان در زیان است. مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده و یکدیگر را به حقّ سفارش و به شکیبایی توصیه کرده‌اند.

۴- حَضَرَ جَمیعُ الطُّلّابِ فی صالَهِ الِامْتِحاناتِ إلّا جَواداً.
معنی: همه دانش آموزان به جز جواد در سالن امتحانات حاضر شدند.

۵- شارَکْتُ فی جَمیعِ الْمُبارَیاتِ إلّا کُرَهَ الْمِنضَدَهِ.
معنی: در همه مسابقات به جز تنیس روی میز شرکت کردم.

۶- قَرَأْتُ الکِْتابَ التّاریخیَّ إلَّا مَصادِرَهُ.
معنی: کتاب تاریخی به جز منابعش را خواندم.

۷- اِشْتَرَیْتُ أَنواعَ الْفاکِهَهِ إلّا أَناناسَ.
معنی: انواع میوه به جز آناناس را خریده‌ام.

جواب تمرین صفحه ۴۷ عربی دوازدهم انسانی

جواب تمرین عربی دوازدهم انسانی

🔶 تمرین یک_ الاول
📘 اِبْحَثْ عَنْ کَلِمَهٍ مُناسِبَهٍ لِلتَّوضیحاتِ التّالیَهِ فی مُعْجَمِ الدَّرسِ.
در واژه نامه درس به دنبال واژه مناسبی برای توضیحات زیر بگرد.

۱- صَبیٌّ قَبْلَ سِنِّ الْبُلوغِ. اَلْیافِع: اَلْأَمْرَد
معنی: کودکی پیش از سنّ بلوغ.

۲- جَعَلَهُ حُرّا وَ أَخْرَجَهُ مِنَ الْعُبودیَّهِ: أَعتَقَ
معنی: او را آزاد کرد و از و از بردگی درآورد

۳- اَلرَّجُلُ أَوِ الْمَرْأَهُ الْکَبیرَهُ فِی السِّنِّ: اَلْعَجوز
معنی: مرد یا زن بزرگسال.

۴- قِطعَهٌ مِنْ قُماشٍ یُلْبَسُ فَوْقَ الْمَلابِسِ، کَالْعَباءَهِ. مانند عبا: اَلرِّداء
معنی: تکّه‌ای از پارچه که روی جامه‌ها پوشیده می‌شود.

۵- ثَمَرَهٌ قِشْرُها صُلْبٌ وَ غَیرُ صالِحٍ لِلْأَکْلِ، یُکْسَرُ لِتَناوُلِها: اَلْجَوْز
معنی: میوه‌ای که پوستش سفت و غیر قابل خوردن است و برای خوردنش شکسته می‌شود.

🔶 تمرین دوم_ الثانی
📘 اِقْرَأِ النَّصَّ التّالیَ؛ ثُمَّ عَیِّنْ تَرجَمَهَ الْکَلِماتِ الْحَمْراءِ.
متن زیر را بخوان؛ سپس واژگان سرخ را ترجمه کن.

دَخَلَ رَسولُ اللهِ (ص) فی مَسْجِدٍ. کانَ فی الْمَسْجِدِ جَماعَتانِ. جَماعَهٌ یَتَفَقَّهونَ، وَ جَماعَهٌ یَدْعونَ اللهَ وَ یَسْأَلونَهُ.
معنی: پیامبر خدا وارد مسجدی شد. دو گروه در مسجد بودند. گروهی دانش فرا می‌گرفتند و گروهی به درگاهِ خدا دعا می‌کردند و از او درخواست می‌کردند.

فَقالَ: کِلَا الْجَماعَتَینِ إلَی خَیْرٍ. أَمّا هٰؤلاءِ فَیَدْعونَ اللهَ؛
معنی: پس [ایشان] فرمودند: هر دو گروه در راه خوبی هستند. امّا اینها به درگاهِ خدا دعا می‌کنند؛

وَ أَمّا هٰؤلاءِ فَیَتَعَلَّمونَ وَ یُفَقِّهونَ الْجاهِلَ. هٰؤلاءِ أَفْضَلُ. بِالتَّعلیمِ أُرْسِلْتُ.
معنی: و امّا اینان دانش فرا می‌گیرند و نادان را دانا می‌کنند. اینان برترند. [من] برای یاد دادن برانگیخته شده‌ام.

ثُمَّ قَعَدَ مَعَهُم.
معنی: سپس با آنها نشست.

جواب تمرین صفحه ۴۸ عربی دوازدهم انسانی

📘 وَ الْآنَ أَجِبْ عَمّا یَلی حَسَبَ النَّصِّ.
و اکنون بر حسب متن به آنچه می آید پاسخ بده.
۱- لمِاذا جاءَتْ کَلِمَهُ «مَسْجِدٍ» فی الْمَرَّهِ الْأُولیٰ بِدونِ أَل وَ فی الْمَرَّهِ الثّانیَهِ مَعَ أَل؟
معنی:
چرا واژه «مسجد» بار نخست بدون «ال» و بار دوم با «ال» آمده است؟
جواب: زیرا کلمۀ مسجد بار اوّل ناشناس بود یا به اصطلاح نکره بود و بار دوم شناخته شده یعنی به اصطلاح معرفه است.

۲- ما هوَ نَوْعُ هٰذِهِ الْکَلِماتِ؟
معنی: اینها چه نوع کلماتی هستند؟
اَلتَّعْلیم:  مصدر باب تفعیل
الَجْاهِل: اسم فاعل
اَلْأَفْضَل: اسم تفضیل

۳- اُکْتُبْ نَوْعَ هٰذَینِ الْفِعْلَینِ وَ صیغَتَهُما وَ بابَهُما.
معنی: نوع این دو فعل و صیغه آن دو و بابشان را بنویس.
یتَفََقهَّونَ:  فعلٌ مضارعٌ معلومٌ للغائبینَ من باب تفعّل
أُرْسِلْتُ: فعلٌ ماضٍ للمتکلم وحده مجهول من باب افعال

۴- أَعْرِبِ الْکَلِماتِ التَّی تَحْتَها خَطٌّ:
معنی: اعراب واژگانی را که زیرششان خط است بازگو کن.
اللهِ: مضافٌ إلیه و مجرور
اللهَ: مفعول و منصوب
خَیْرٍ: مجرور بحرف جرّ
اَلْجاهِلَ: مفعول و منصوب
أَفْضَلُ: خبر و مرفوع

۵- اُکْتُبْ مُترَادِفَ «جَلَسَ» وَ «بُعُثْتُ» وَ «أَحْسَنُ» فِی النَّصِّ. 
معنی: مترادف «جَلَسَ» وَ «بُعِثتُ» و «أحسَنُ» در متن را بنویس.
جَلَسَ: قَعَدَ(نشست)
بُعِثتُ: أُرْسِلْتُ(فرستاده شدم)
أحسَنُ: أَفضَلُ(برتر)

۶- اُکْتُبْ جَمْعَ التَّکسیرِ لِهٰذِهِ الْأَسماءِ: «رَسول» وَ «جاهِل» وَ «أَفضَل» وَ «تَعلیم».
معنی: جمع شکسته برای این اسمها را بنویس.
رَسول: رُسُل
جاهِل: جُهّال
أَفضَل: أَفاضِل
تَعلیم: تَعالیم

جواب تمرین صفحه ۴۹ عربی دوازدهم انسانی

🔶 تمرین سوم _ الثالث
📘
عَیِّنِ الْکَلِمَهَ الْغَریبَهَ فی کُلِّ مَجموعَهٍ مَعَ بَیانِ السَّبَبِ.
واژه ناهماهنگ را در هر مجموعه با بیان سبب شناسایی کن.
۱- اَلْیافِع 🔘- اَلشّابّ 🔘- اَلْأَمْرَد 🔘- اَلْعَجوز 🔘- اَلْوِعاء✅
معنی: جوان کم سن – جوان – پیر – ظرف

۲- اَلرَّصید ✅- اَلرِّداء 🔘- اَلْفُستان 🔘- اَلْقَمیص 🔘- اَلسِّرْوال🔘
معنی: اعتبار مالی – روپوش بلند – پیراهن زنانه – پیراهن – شلوار

۳- اَلْأَفراس 🔘- اَلْقَصیر ✅- الَکِْلاب 🔘- الَذِّئاب 🔘- اَلْأُسُود🔘
معنی: اسب‌ها – کوتاه – سگ‌ها – شیرها

۴- اَلْإخْوَه 🔘- اَلْأُمَّهات 🔘- اَلْأَجْداد 🔘- اَلْآبار ✅- اَلأَخَوات🔘
معنی: برادران – مادران – نیاکان – چاه‌ها – خواهران

۵- اَلْقِشْر 🔘- اَلْفَظّ ✅- اَلْجِذْع 🔘- اَلْغُصْن 🔘- اَلثَّمَر🔘
معنی: پوست (پوست میوه و درخت) – تندخو – تنه – شاخه – میوه

۶- اَلْفُستُق 🔘- اَلْجَوْز 🔘- الَنَّوْم ✅- اَلْعِنَب 🔘- اَلتُّفّاح🔘
معنی: پسته – گردو – خواب – انگور – سیب

🔶 تمرین چهارم_ الرابع
📘 ضَعِ الْمُتَرادِفاتِ وَ الْمُتضَادّاتِ فی مَکانِهَا الْمُناسِبِ.
مترادف و متضاد را در جایگاه مناسبش بگذار
غَلا  رَخُصَ
گران شد ارزان شد
اَلشِّراء اَلْبَیْع
خرید فروش
اِتَّسَعَ ضاق
فراخ شد تنگ شد
أَعْطیٰ أَخَذَ
داد گرفت
اَلشِّمال اَلْیَمین
راست چپ

قَدَرَ = اِسْتَطاعَ
توانست
اَلدّاء = اَلْمَرَض
بیماری
اَلصَّبیّ = اَلْوَلَد
کودک
راحَ = ذَهَبَ
رفت
اَلْأَعوام = اَلسِّنینَ
سال‌ها
اَلرَّوْح = اَلرَّحْمَه
رحمت
صارَ = أَصْبَحَ
گشت

جواب تمرین صفحه ۵۰ عربی دوازدهم انسانی

 

🔶 تمرین پنجم _ الخامس
📘 أ. تَرْجِمِ الْأَفعالَ.

فعل ها را ترجمه کن

۱- تَقْتَرِحْنَ: پیشنهاد می‌دهید
رَجاءً، اِقْتَرِحْنَ: لطفاً پیشنهاد بدهید
۷- انِْفَتَحَ: گشوده شد
لَمْ یَنْفَتِحْ: گشوده نشد
۲- تَبْتَعِدُ: دور می‌شوی
لا تَبْتَعِدْ: دور نشو
۸- تَظاهَرَ: وانمود کرد
لا نَتَظاهَرُ: وانمود نمیکنیم
۳. تُسْرِعُ: می‌شتابی
أَسْرعِ: بشتاب
۹- تَوَکَّلَ: توکّل کرد
سَنَتَوَکَّلُ: توکّل خواهیم کرد
۴- یَعْتَذِرُ: پوزش می‌خواهد
أَعْتَذِرُِ: پوزش می‌خواهم
۱۰- عَلِّمْ: آموزش بده
عَلِّمْنی: به من آموزش بده
۵- قاتَلَ: جنگید
لا یُقاتِلْ: نباید بجنگد
۱۱- یَرْجِعُ: بر می‌گردد
لَنْ یَرْجِعَ: برنخواهد گشت
۶- اِسْتَهْلَکَ: مصرف کرد
ما اسْتَهْلَکْنا: مصرف نکردیم
۱۲- یَنْجَحُ: موفّق می‌شود
لِیَنْجَحْ: باید موفّق شود

جواب تمرین صفحه ۵۰ عربی دوازدهم انسانی

ب. تَرْجِمِ الْسَماءَ.
سمها را ترجمه کن

۱- کَبُرَ: بزرگ شد
اَلْأَکابِر: بزرگتران (جمع أکبَر)
۷- اِحْتَفَلَ: جشن گرفت
اَلِاحْتِفالات: جشن‌ها
۲- نَدِمَ: پشیمان شد
اَلنّادِمونَ: پشیمان‌ها
۸- اِسْتَمَعَ: گوش فرا داد
اَلْمُسْتَمِعینَ: شنوندگان
۳- عَمِلَ: کار کرد
اَلْمَعْمَل: کارگاه، محلّ کار
۹- غَفَرَ: آمرزید
اَلْغَفّار: بسیار آمرزنده
۴- نَصَرَ: یاری کرد
اَلْمَنْصورات: یاری شدگان (مؤنّث)
۱۰- لَعِبَ: بازی کرد
اَلْمَلاعِب: مکان‌های بازی
۵- شَجَّعَ: تشویق کرد
اَلْمُشَجِّعَه: بانوی تشویق کننده
۱۱- صَغُرَ: کوچک شد
اَلصُّغْریٰ: کوچک‌تر
۶- عَیَّنَ: مشخّص کرد
اَلْمُعَیَّن: مشخّص شده
۱۲- دَرَّسَ: درس داد
اَلتَّدْریس: درس دادن

جواب تمرین صفحه ۵۰ عربی دوازدهم انسانی

جواب تمرین صفحه ۵۱ عربی دوازدهم انسانی

🔶 تمرین ششم _ السادس
📘 عَیِّنِ الْمَحَلَّ الْإعرابیَّ لِلْکَلِماتِ الَّتی تَحتَها خَطٌّ.
نقش واژگانی را که زیر آنها خط است شناسایی کن

۱- مُداراهُ النّاسِ نِصفُ الْإیمانِ.
معنی: نرم‌خویی با مردم نیمی از ایمان است.
مُداراهُ: مبتدا
النّاسِ: مضاف الیه
نِصفُ: خبر
الْإیمان: مضاف الیه

۲- عَدوٌّ عاقِلٌ خَیرٌ مِن صَدیقٍ جاهِلٍ.
معنی: دشمن خردمند بهتر از دوست نادان است.
عَدوٌّ: مبتدا
عاقلٌ: صفت
خَیرٌ: خبر
صَدیقٍ: مجرور به حرف جرّ
جاهِلٍ: صفت

۳- یا حَبیبی، لا تَقُلْ کَلاماً إلَّا الْحَقَّ أَبَداً.
معنی: ای دوست، هرگز سخنی به جز حق را نگو.
کَلاماً: مفعول
الحَقَّ: مستثنی

۴- اَلْعِلْمُ فِی الصِّغَرِ کَالنَّقشِ فِی الْحَجَرِ.
معنی: دانش در خردسالی مانند نقش در سنگ است.
اَلْعِلْمُ: مبتدا
النَّقشِ: مجرور به حرف جرّ
الْحَجَرِ: مجرور به حرف جرّ

۵- أَضعَفُ النّاسِ مَنْ ضَعُفَ عَن کِتمانِ سِرِّهِ.
معنی: ضعیف‌ترین مردم کسی است که از پوشاندن رازش ناتوان باشد.
أَضعَفُ: مبتدا
الناّسِ: مضاف الیه
کِتمانِ: مجرور به حرف جرّ
سِرّ: مضاف الیه

جواب تمرین صفحه ۵۲ عربی دوازدهم انسانی

🔶 تمرین هفتم_السّابِعُ
📘 أ- اِبْحَثْ عَنِ الْأَسماءِ التّالیَهِ فی ما یَلی.  
در آنچه می آید به دنبال اسمهای زیر باش

(اسِمِ الفْاعِلِ وَ اسْمِ الْمَفعولِ وَ اسْمِ الْمُبالَغَهِ وَ اسْمِ التَّفضیلِ وَ اسْمِ الْمَکانِ)

۱- … إنَّ النَّفْسَ لَأَمّارَهٌ بِالسّوءِ …
معنی: همانا نفس به بدی بسیار دستوردهنده است.
الأمّارَه: اسْمِ المُبالغَهِ

۲- اِعْلَمْ بِأَنَّ خَیْرَ الْإخوانِ أقدَمُهُم.
معنی: بدان که بهترین برادران کهن‌ترینشان است.
خَیْر: اسْمِ التفَّضیلِ
أقدَم: اسْمِ التفَّضیلِ

۳- أکْبَرُ الْحُمقِ الْإغراقُ فِی الْمَدحِ وَ الذَّمِّ.
معنی: زیاده‌روی در ستایش و نکوهش، بزرگترین نادانی است.
أکْبَرُ: اسْمِ التفَّضیلِ

۴- طَلَبُ الْحاجَهِ مِنْ غَیْرِ أَهْلِها أَشَدُّ مِنَ الْمَوْتِ.
معنی: درخواست نیاز از نااهلش، سخت‌تر از مرگ است.
أشَدّ: اسْمِ التفَّضیلِ

۵- قُمْ عَنْ مَجلِسِکَ لِأَبیکَ وَ مُعَلِّمِکَ وَ إنْ کُنْتَ أَمیراً.
معنی: اگرچه فرمانده باشی، برای پدرت و آموزگارت از نشستنگاهت برخیز.
مَجلِسِ: اسْمِ المَکانِ
مُعَلِّمِ: اسِمِ الفْاعِلِ

۶- یَومُ الْعَدلِ عَلَی الظّالِمِ أَشَدُّ مِن یَومِ الْجَورِ عَلَی الْمَظلومِ.
معنی: روز داد بر ستمگر سخت‌تر از روز بیداد بر ستم دیده است.
الظّالِمِ: اسِمِ الفْاعِلِ
أشَدّ: اسْمِ التفَّضیلِ
المَظلوم: اسْمِ المَفعولِ

📘 ب- أَعْرِبْ ما أُشیرَ إلَیهِ بِخَطٍّ.
اعراب آنچه را با خط به آن اشاره شده بازگو کن
النَّفْسَ: اسم إنّ؛ منصوب به فتحه
لَأمّارَهٌ: خبر إنّ؛ مرفوع به ضمّه
خَیْرَ: اسم إنّ؛ منصوب به فتحه
الْإخوانِ: مضاف الیه؛ مجرور به کسره
أقدَم: خبر إنّ؛ مرفوع به ضمّه
أکْبَرُ: مبتدا؛ مرفوع به ضمّه
الْحُمقِ: مضاف الیه؛ مجرور به کسره
الْإغراقُ: خبر؛ مرفوع به ضمّه
طَلَبُ: مبتدا؛ مرفوع به ضمّه
مَجلِسِ: مجرور به حرف جر
یَومُ: مبتدا؛ مرفوع به ضمّه
الْعَدلِ: مضاف الیه؛ مجرور به کسره
أشَدُّ: خبر؛ مرفوع به ضمّه
یَومِ: مجرور به حرف جر
الْمَظلومِ: مجرور به حرف جر

برای مشاهده سوالات و گام به گام کتاب‌های درسی خود، کافی است نام درس یا شماره صفحه مورد نظر را همراه با عبارت "همیار" در گوگل جستجو کنید.