جواب درس ۴ عربی دوازدهم (ترجمه و تمرینات)

جواب درس ۴ عربی دوازدهم (ترجمه و تمرینات)

ترجمه و معنی درس چهارم عربی دوازدهم با جواب

جواب درس ۴ عربی دوازدهم (ترجمه و تمرینات)

ترجمه و معنی درس چهارم عربی دوازدهم با جواب

جواب عربی دوازدهم / درس چهارم

معنی صفحه ۵۰ درس چهارم عربی دوازدهم

معنی صفحه ۵۰ درس چهارم عربی دوازدهم

۱- اَلْفَرَزْدَقُ مِنْ شُعَراءِ الْعَصْرِ الْأُمَویِّ.
معنی: فرزدق از شاعران روزگار اموی است.
وُلِدَ فی مِنطَقَهٍ بِالْکُوَیتِ الْحالیَهِ عامَ ثَلاثَهٍ وَ عِشْرینَ بَعْدَ الْهِجرَهِ،
معنی: او در منطقه‌ای در کویت به سال۲۳ هجری متولّدشد
وَ عاشَ بِالْبَصرَهِ.
معنی: و در بصره زندگی کرد.

فی یَوْمٍ مِنَ الْأَیّامِ جاءَ بِهِ أَبوهُ إلیٰ أَمیرِ الْمُؤمِنینَ عَلیٍّ (ع)، 
معنی: در روزی از روزها پدرش او را نزد امیر المؤمنین علی آورد
فَسَأَلَهُ الْإمامُ (ع) عَنْ وَلَدِهِ؛ فَقالَ:
معنی: و امام درباره پسرش از او پرسید و او گفت:

۲- «هٰذَا ابْنی یَکادُ یَکونُ شاعِراً عَظیماً». 
معنی: این پسرم است نزدیک است که شاعری بزرگ شود،
فَقالَ الْإمامُ (ع) لِوالِدِهِ: «عَلِّمْهُ الْقُرآنَ».
معنی: و امام به پدرش گفت: قرآن به او یاد بده

۳- فَعَلَّمَهُ الْقُرآنَ تَعلیماً؛ 
معنی: پس به او قرآن یاد داد؛
ثُمَّ رَحَلَ اَلْفَرَزْدَقُ إلیٰ خُلَفاءِ بَنی أُمَیَّهَ بِالشّامِ،
معنی: سپس فرزدق نزد به سوی خلفای بنی امیه در شام کوچ کرد (رفت)
وَ مَدَحَهُم وَ نالَ جَوائِزَهُم.
معنی: و آنها را مدح کرد و جایزه هایشان را به دست آورد

۴- کانَ اَلْفَرَزْدَقُ مُحِبّاً لِأَهْلِ الْبَیْتِ (ع)
معنی: فرزدق دوستدار اهل بیت عالی بود
وَ کانَ یَسْتُرُ حُبَّهُ عِندَ خُلَفاءِ بَنی أُمَیَّهَ؛ 
معنی: و دوستی‌اش را نزد خلفای بنی امیه پنهان می‌کرد؛
وَلٰکِنَّهُ جَهَرَ بِهِ لَمّا حَجَّ هِشامُ بْنُ عَبْدِالْمَلِکِ فی أَیّامِ أبَیهِ.
معنی: ولی وقتی که هشام بن عبدالملک در روزگار پدرش به جم رفت، آن را آشکار کرد.

۵- فَطافَ هِشامٌ وَ لَمّا وَصَلَ إلَی الْحَجَرِ لَمْ یَقْدِرْ أَنْ یَسْتَلِمَهُ لِکَثْرَهِ الِازْدِحامِ،
معنی: سپس هشام طواف کرد و وقتی که به حجر الاسود رسید نتوانست که آن را به خاطرِ شلوغی بسیار (بسیاریِ شلوغی) مسح کند.

فَنُصِبَ لَهُ مِنْبَرٌ وَ جَلَسَ عَلَیهِ جُلوسَ الْأُمَراءِ یَنْظُرُ إلَی النّاسِ وَ مَعَهُ جَماعَهٌ مِنْ کِبارِ أَهْلِ الشّامِ.
معنی: پس منبری برایش نصب شد و روی آن نشست در حالی که به مردم نگاه می‌کرد و گروهی از بزرگان اهل شام همراهش بودند.

۶- فَبَیْنَما یَنْظُرُ إلَی الْحُجّاجِ، إذ جاءَ زَینُ العْابدِینَ (ع)، فَطافَ بِالْبَیْتِ طَوافَ الْعَاظِمِ،
معنی: پس در حالی که به حاجی‌ها نگاه می‌کرد ناگهان امام زین العابدین‌مان آمد و خانه خدا را طواف کرد.

فَلَمَّا وَصَلَ إلیَ الْحَجَرِ، ذَهَبَ النّاسُ جانِباً، فَاسْتَلَمَهُ اسْتِلاماً سَهلاً. فَقالَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الشّامِ:
معنی: و هنگامی که به حجر الاسود رسید مردم کنار رفتند و سنگ را به آسانی مسح کرد. مردی از اهل شام گفت:

۷- «مَنْ هٰذَا الَّذی قَدْ سَمَحَ النّاسُ لَهُ بِاسْتِلامِ الْحَجَرِ‌!؟»
معنی: این کیست که مردم به او اجازه دادند که سنگ را مسح کند‌؟! (این کیست که مردم به او اجازه مسح سنگ دادند؟)

۸- خافَ هِشامٌ مِنْ أَنْ یَعْرِفَهُ أَهْلُ الشّامِ و یَرْغَبوا فیهِ رَغبَهَ الْمُحِبّینَ؛ فَقالَ: «لا أَعْرِفُهُ».
معنی: هشام ترسید از اینکه اهل شام او را بشناسید و به او علاقه‌مند شوند و گفت: «ای مردِ او را نمی‌شناسم.»

وَ کانَ الفَْرَزدَقُ حاضِراً.
معنی: و فرزدق حاضر بود.

۹- فقَالَ اَلْفَرَزْدَقُ: «أَنا أَعْرِفُهُ مَعرِفَهً جَیِّدَهً».
معنی: پس فرزدق گفت: ای مرد، من او را می‌شناسم.

معنی صفحه ۵۱ درس چهارم عربی دوازدهم

معنی صفحه ۵۱ درس چهارم عربی دوازدهم

۱۰- ثُمَّ أَنْشَدَ هٰذِهِ الْقَصیدَه إنشاداً رائِعاً.
معنی: سپس این شعر را سرود.

۱۱- هٰذَا الَّذی تَعْرِفُ الْبَطْحاءُ وَ طْأَتَهُ
معنی: این کسی است که سرزمین مکّه قدمگاهش را می‌شناسد.
وَ الْبَیْتُ یَعْرِفُهُ وَ الْحِلُّ وَ الْحَرَمُ
معنی: و خانۀ [خدا] و بیرون و محدودۀ احِرام، او را می‌شناسند.

۱۲- هٰذَا ابْنُ خَیْرِ عِبادِ اللّهِ کُلِّهِم
معنی: این فرزندِ بهترینِ همۀ بندگان خداست.
هٰذَا التَّقیُّ النَّقیُّ الطّاهِرُ الْعَلَمُ
معنی: این پرهیزگارِ پاکِ پاکیزۀ بزرگ قوم است.

۱۳- وَ لَیْسَ قَوْلُکَ: مَنْ هٰذا؟ بِضائِرِهِ
معنی: و این گفتۀ تو که «این کیست؟‌» زیان رساننده به او نیست.
اَلْعُرْبُ تَعْرِفُ مَنْ أَنْکَرْتَ وَ الْعَجمُ
معنی: عرب و غیر عرب کسی را که تو انکار کردی می‌شناسند.

معنی کلمات درس چهارم عربی دوازدهم

إذْ جاءَ: ناگهان آمد الْحِلّ: بیرون اِحرام اَلْعَلَم: بزرگ‌تر قوم‌، پرچم
اسِْتَلَمَ الْحَجَرَ : سنگ را مسح کرد رَحَلَ ـَ: کوچ کرد اَلْکِبار: بزرگان «مفرد: اَلْکَبیر» ≠ اَلصِّغار
أَنْکَرَ: ناشناخته شمرد رَغِبَ فیهِ ـَ: به آن علاقه‌مند شد مَدَحَ: ستود
اَلْبَطْحاء: دشت مکه اَلضّائِر: زیان رساننده نَصَبَ ـُ: برپا کرد، نصب کرد
بَیْنَما: در حالی که طافَ ـُ: طواف کرد (مضارع: یَطوفُ) اَلنَّقیّ: پاک و خالص
اَلتَّقیّ: پرهیزگار اَلْعُرْب: عرب اَلْوَطْأَه: جای پا، گام
جَهَرَ بِـ ـَ: آشکار کرد

جواب صفحه ۵۲ درس چهارم عربی دوازدهم

📘 اکُتبُْ جَوابا قصَیرا،ً حَسَبَ نصَِّ الدَّرسِ.
جواب کوتاهی بر حسب متن درس بنویس.

۱- کَیفَ کانَ حُبُّ الْفَرَزدَقِ لِأَهلِ الْبَیتِ عِندَ خُلَفاءِ بَنی أُمَیَّهَ؟
معنی: دوستداری فرزدق به اهل بیت [نزد] در دربار خلیفگان اموی چگونه بود؟
پاسخ: کانَ یسْتُرُ حُبَّهُ عِندَ خُلَفاءِ بَنی أُمَیهَ.
معنی: دوستداری‌اش در دربار خلیفگان اموی مخفی می کرد.

۲- مَنْ جاءَ بِالْفَرَزدَقِ إلیٰ أَمیرِ الْمُؤمِنینَ (ع)؟ 
معنی: چه کسی فرزدق را نزد امیر مؤمنان آورد؟
پاسخ: جاءَ بِهِ أَبوهُ إلیٰ أَمیرِ الْمُؤمِنینَ عَلیِّ (ع)
معنی: پدرش او را به نزد امیرمؤمنان برد.

۳- مَتیٰ جَهَرَ الْفَرَزدَقُ بِحُبِّهِ لِأَهلِ الْبَیتِ (ع)؟
معنی: کی فرزدق دوستی‌اش به اهل بیت: را آشکار کرد؟
پاسخ: جَهَرَ بهِِ لَمّا حَجَّ هِشامُ بْنُ عَبْدِالْمَلِکِ فی أَیّامِ أَبیهِ
معنی: وقتی هشام ابن مالک در روزگار پدرش به حج رفت.

۴- أَیْنَ وُلِدَ الْفَرَزدَقُ؟ وَ أَیْنَ عاشَ؟ 
معنی: فرزدق کجا به دنیا آمد و کجا زندگی کرد؟
پاسخ: وُلِدَ فی مِنطَقَهٍ بِالْکُوَیتِ وَ عاشَ بِالْبَصرَهِ.
معنی: در منطقه ای در کویت به دنیا آمد و در بصره زندگی کرد.

۵- فی أَیِّ عَصْرٍ کانَ الْفَرَزدَقُ یَعیشُ؟ 
معنی: فرزدق در کدام دوره زندگی می‌کرد؟
پاسخ: کانَ یَعیشُ فی الْعَصرِ الْأُمَویِّ.
معنی: در دوره امویان زندگی می‌کرد.

۶- إلیٰ مَنْ رَحَلَ الْفَرَزدَقُ بِالشّامِ؟
معنی: فرزدق با چه کسی به شام رفت؟
پاسخ: رَحَلَ إلیٰ خُلَفاءِ بَنی أُمَیهَ بِالشّامِ.
معنی: با خلفای بنی‌امیه به شام رفت.

جواب صفحه ۵۷ درس چهارم عربی دوازدهم

جواب صفحه ۵۷ درس چهارم عربی دوازدهم

📘 اِخْتَبِرْ نَفْسَکَ
اِنْتَخِبِ التَّرجَمَهَ الصَّحیحَهَ، ثُمَّ عَیِّنِ الْمَفعولَ الْمُطْلَقَ، وَ اذْکُرُ نَوعَهُ.

ترجمه درست را بگزین؛ سپس مفعول مطلق را شناسایی کن و نوعش را یاد کن.

۱- فَاصْبِرْ صَبْراً جَمیلاً
الف) قطعاً شکیبایی کن. – ✅ب) به زیبایی صبر کن.
صَبْراً: مفعول مطلق نوعی

۲- …اُذْکُرُوا اللهَ ذِکْراً کَثیراً
الف) خدا را همیشه یاد کنید. – ✅ب) خدا را بسیار یاد کنید.
ذِکْراً: مفعول مطلق نوعی

۳- …کَلَّمَ اللهُ موسی تَکلیماً
✅الف) خدا با موسی قطعاً سخن گفت. – ب) خدا با موسی سخنی گفت.
تَکلیماً: مفعول مطلق تأکیدی

۴- … وَ نُزِّلَ الْمَلائِکَهُ تَنزیلاً
الف) و مانند ملائک فرود آمدند. – ✅ب) و فرشتگان قطعاً فرود آورده شدند.
تَنزیلاً: مفعول مطلق تأکیدی

جواب تمرین صفحه ۵۸ درس ۴ عربی دوازدهم

🔶 تمرین یک_ الاول
📘 
عَیِّنِ العِْبارَهَ الفْارِسیهََّ القَْریبهََ مِنَ العِْبارَهِ العَْرَبیهَِّ فِی المَْعنیٰ.
عبارت فارسی نزدیک به عبارت عربی در معنا را شناسایی کن.

جواب تمرین صفحه ۵۷ درس ۴ عربی دوازدهم
۱- لا یُؤْمِنُ أحَدُکُم حَتّیٰ یُحِبَّ لِأَخیهِ ما یُحِبُّ لِنَفْسِهِ. 
معنی: کسی از شما ایمان نمی آورد مگر اینکه برای برادرش دوست بدارد آنچه که برای خودش دوست میدارد.

۲- إذا أَنتَ أَکْرَمْتَ الْکَریمَ مَلَکْتَهُ وَ إنْ أَنتَ أَکْرَمْتَ اللَّئیمَ تَمَرَّدا. 
معنی: اگر شما بخشنده ای را گرامی بداری صاحب او میشوی و اگر فرد پستی را گرامی بداری سرکشی میکند.

۳- اَلْعاقِلُ یَبنی بَیتَهُ عَلَی الصَّخْرِ وَ الْجاهِلُ یَبنیهِ عَلَی الرَّملِ. 
معنی: عاقل خانه‌اش را بر روی صخره می‌سازد و نادان بر روی ریگ.

۴- اِدَّعَی الثّعْلَبُ شَیئا وَ طَلَب قیلَ هَلْ مِنْ شاهِدٍ قالَ الذّنبَ. 
معنی: روباه ادعای چیزی را کرد و آن را خواست، گفته شد آیا شاهدی داری؟ گفت دمم.

۵- مَنْ سَعیٰ رَعیٰ، وَ مَنْ لَزِمَ الْمَنامَ رَأَی الْأَحْلامَ. 
معنی: هرکسی حرکت کند (راه برود)، میچرد و هرکسی هم که بخوابد خواب میبیند

۶- إذا أَرادَ اللهُ هَلاکَ النَّمْلَهِ، أَنْبَتَ لَها جَناحَینِ. 
معنی: هرگاه خدا بخواهد مورچه‌ای را هلاک کند دو بال را برایش می رویاند.

۷- مُدَّرِجْلَکَ عَلَی قَدْرِ کِسائِکَ. 
معنی: پایت را به اندازه جامه ات دراز کن.

۸ عِنْدَ الشَّدائِدِ یُعْرَفُ الْإخْوانُ. 
معنی: در سختی‌ها دوستان (برادران) شناخته می‌شوند.

جواب تمرین صفحه ۵۹ درس ۴ عربی دوازدهم

🔶 تمرین دوم_ الثانی
📘 
أ) عَیِّنِ اسْمَ الْفاعِلِ وَ اسْمَ الْمُبالَغَهِ وَ اسْمَ التَّفضیلِ فِی الْحَدیثَینِ التّالیَینِ.
اسم فاعل، اسم مبالغه و اسم تفضیل را در دو حدیث زیر شناسایی کن

اسم فاعل: التَّواضُعِ – المُتَکَبِّر – مُعَلِّمُ – مُوَدِّبُ
اسم مبالغه: اَلجَبّارِ
اسم تفضیل: أحَقّ

۱- إنَّ الزَّرعَ یَنْبُتُ فی السَّهْلِ وَ لا یَنْبُتُ فی الصَّفا فَکَذٰلِکَ الْحِکمَهُ تَعْمُرُ فی قَلبِ الْمُتَواضِعِ وَ لا تَعْمُرُ فی قَلبِ الْمُتَکَبِّرِ الْجَبّارِ، لِأَنَّ اللهَ جَعَلَ التَّواضُعَ آلَهَ الْعَقلِ وَ جَعَلَ التَّکَبُّرَ مِنْ آلَهِ الْجَهلِ.
معنی: کِشت در دشت می‌روید و بر تخته سنگ نمی‌روید و همچنین حکمت در دلِ فروتن ماندگار می‌شود و در دلِ خودْبزرگ بینِ ستمگر ماندگار نمی‌شود؛ زیرا خدا فروتنی را ابزار خِرد و خودبزرگ بینی را از ابزار نادانی قرارداده است.

جواب تمرین صفحه ۵۷ درس ۴ عربی دوازدهم

۲- مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنّاسِ إماماً فَلْیَبدَأ بِتَعلیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعلیمِ غَیرِهِ وَلْیَکُنْ تَأدیبُهُ بِسیرَتِهِ قَبْلَ تَأدیبِهِ بِلِسانِهِ؛ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُها أَحَقُّ بِالْإجلالِ مِنْ مُعَلِّمِ النّاسِ و مُؤَدِّبِهِم. مِنهاجُ البْرَاعَهِ فی شَرْح نهَجْ الْبَلاغَهِ
معنی: هرکس خودش را برای مردم پیشوا قرار دهد، باید پیش از آموزش دیگری آموزش خودش را آغاز کند و باید ادب آموزی‌اش پیش از زبانش با کردارش باشد؛ و آموزگار و ادب آموزندۀ خویشتن از آموزگار و ادب آموزندۀ مردمان در گرامی داشت شایسته‌تر است.

جواب تمرین صفحه ۵۷ درس ۴ عربی دوازدهم

ب) اُکْتُبِ الْمَحَلَّ الْإعرابیَّ لِما تَحْتَهُ خَطٌّ.
معنی: نقش (محل اعرابی) آنچه را زیر آن خط است بنویس.

۱- السَّهلِ: مجرور به حرف جر
– الحِکمَهُ: مبتدأ
– الجَبّارِ: صفت
– التَّواضُعَ: مفعول
– الجَهلِ: مضافٌ الیه

۲- نَفسَهُ: مفعول
– لِلنّاسِ: مجرور به حرف جر
– نَفسِهِ: مضافٌ الیه
– مُعَلِّمُ: مبتدأ
– أحَقُّ: خبر
– الإجلالِ: مجرور به حرف جر
– النّاسِ: مضافٌ الیه.

جواب تمرین صفحه ۶۰ درس ۴ عربی دوازدهم

🔶 تمرین سوم _ الثالث
📘 
عَیِّنِ الجَْوابَ الصَّحیحَ؛ ثمَُّ ترَْجِمْهُ.
پاسخ درست را شناسایی کن؛ سپس آن را ترجمه کن

۱- مضارع تَذَکَّرَ (به یاد آورد) :
یَتَذَکَّرُ 🔳 | یُذَکِّرُ ⬜ | یَذْکُرُ ⬜
به یاد می‌آورَد

۲- مصدر عَلَّمَ (یاد داد):
عِلْم ⬜ | تَعْلیم 🔳 | تَعَلُّم ⬜
یاد دادن

۳- ماضی مُجالَسَه (همنشینی کردن):
جَلَسَ ⬜ | أَجْلَسَ ⬜ | جالَسَ🔳
همنشینی کرد

۴- مصدر اِنْقَطَعَ (بریده شد):
تَقْطیع ⬜ | اِنْقِطاع 🔳 | تَقاطُع ⬜
بریده شد

۵- امر تَقَرَّبَ (نزدیک شد):
تَقَرَّبْ 🔳 | قَرِّبْ ⬜ | اِقْتَرِبْ ⬜
نزدیک شو

۶- مضارع تَقاعَدَ (بازنشست شد):
یُقْعِدُ ⬜ | یَتَقاعَدُ 🔳 | یَقْتَعِدُ ⬜
بازنشست می‌شود

۷- امر تَمْتَنِعُ (خودداری می‌کنی):
اِمْنَعْ ⬜ | مانِعْ ⬜ | اِمْتَنِعْ 🔳
خودداری کن

۸- ماضی یَسْتَخْرِجُ (خارج می‌کند):
أَخْرَجَ ⬜ | تَخَرَّجَ ⬜ | اِسْتَخْرَجَ 🔳
خارج کرد

۹- وزن اِسْتَمَعَ:
اِفْتَعَلَ 🔳 | اِسْتَفْعَلَ ⬜ | اِنْفَعَلَ ⬜
باب افتعال ریشه سمع

۱۰- وزن اِنْتَظَرَ: 
اِفْتَعَلَ 🔳 | اِنْفَعَلَ ⬜ | اِسْتَفْعَلَ ⬜
باب افتعال ریشه نظر

🔶 تمرین چهارم_ الرابع
📘 
عَیِّنْ کَلِمَهً مُناسِبَهً لِلْفَراغِ.
واژه مناسب برای جای خالی را شناسایی کن.

۱- اَلْحُجّاجُ …… مَرّاتٍ حَوْلَ بیَتِ اللهِ لِدَاءِ مَناسِکِ الْحِجِّ.
یَطْرُقونَ ⬜ | یَطْرُدونَ ⬜ | یَطْبُخونَ ⬜ | یَطوفونَ 🔳
معنی: حاجیان بارها دور خانه خدا برای به جا آوردن مناسک حج طواف می‌کنند

۲- لوَ لا الشُّرطیُّ لَاشْتَدَّ …… أَمامَ الْمَلْعَبِ الرّیاضیِّ.
الِازْدِحامُ 🔳 | اَلزُّبْدَهُ ⬜ | اَلزَّلَلُ ⬜ | اَلزَّیْتُ ⬜
معنی: اگر پلیس نبود (شلوغی) روبه‌روی ورزشگاه شدّت می‌گرفت.

۳- …… کُنتُ أَمْشی، رَأَیْتُ حادِثاً فی ساحَهِ الْمَدینَهِ.
عِنْدَ ⬜ | جانِباً ⬜ | بَینَما 🔳 | بَیْنَ ⬜
معنی: در حالی که داشتم راه می‌رفتم حادثه‌ای را در میدان شهر دیدم.

۴- رَفَعَتِ الْفائِزَِهُ الْأُولٰی فِی الْمُباراهِ …… إیران.
عُشْبَ ⬜ | عَلَمَ 🔳 | عَرَبَهَ ⬜ | عَباءَهَ ⬜
معنی: برندۀ نخست در مسابقه، پرچم ایران را برافراشت. «بلند کرد»)

۵- اَلْحاجُّ …… الْحَجَرَ الْأَسْوَدَ بِالْکَعبَهِ الشَّریفَهِ.
اِسْتَعانَ ⬜ | اِسْتَمَعَ ⬜ | اِسْتَطاع ⬜ | اِسْتَلَمَ 🔳
معنی: حاجی حجر السود و در ککعبه شریف را مسح کرد

جواب تمرین صفحه ۶۱ درس ۴ عربی دوازدهم

🔶 تمرین پنجم _ الخامس
📘 
للِتَّرْجَمَهِ. (هَلْ تَعْلَمُ أنََّ … ؟)
برای ترجمه؛ (آیا می دانی که …)

۱- … الْمُغولَ اسْتَطاعوا أَنْ یَهْجُموا عَلَی الصّینِ عَلیٰ رَغْمِ بِناءِ سورٍ عَظیمٍ حَوْلَها.
پاسخ: … مغول‌ها توانستند به چین حمله کنند؛ با وجودِ ساخت دیوار بزرگی دور آن

۲- … تَلَّفُظَ «گ» وَ «چ» وَ «ژ» مَوجودٌ فِی اللَّهجاتِ الْعَرَبیَّهِ الدّارِجَهِ کَثیراً.
پاسخ: … تلفّظ «گ»، «چ»، «پ» و «ژ» در لهجه‌های عامیانهٔ عربی وجود دارد؟

۳- … الْحوتَ یُصادُ لِاسْتِخْراجِ الزَّیْتِ مِنْ کَبِدِهِ لِصِناعَهِ مَوادِّ التَّجْمیلِ.
پاسخ: … نهنگ برای استخراج روغن از کبدش برای ساخت موادّ آرایشی صید می‌شود

۴- … الْخُفّاشَ هوَ الْحَیوَانُ اللَّبونُ الْوَحیدُ الَّذی یَقْدِرُ عَلیَ الطِّیَرانِ.
پاسخ: … خفّاش تنها جاندار پستانداری است که قادر به پرواز است

جواب تمرین صفحه ۶۲ درس ۴ عربی دوازدهم

۵- … عَدَدَ النَّمْلِ فِی العْالَمِ یَفوقُ عَدَدَ الْبَشَرِ بِمَلیونِ مَرَّهٍ تَقریباً.
… شمار (تعداد) مورچگان در جهان نزدیک به (تقریباً) یک میلیون بار بیشتر از شمار آدمیان است

۶- …طیسفون قُرْبَ بَغداد کانَتْ عاصِمَهَ السّاسانییّنَ.
پاسخ: … تیسفون، واقع در نزدیکی بغداد پایتخت ساسانیان بود

۷- … حَجْمَ دُبِّ الْباندا عِنْدَ الْوِلادَهِ أَصْغَرُ مِنَ الْفَأْرِ.
پاسخ: … اندازۀ خرس پاندا هنگام زاده شدن کوچک‌تر از موش است

۸- … الزَّرافهََ بَکْماءُ لَیْسَتْ لَها أَحْبالٌ صَوتیَّهٌ.
پاسخ: … زرافه لال است و تارهای صوتی ندارد

۹- … وَرَقَهَ الزَّیتونِ رَمْزُ السَّلامِ.
پاسخ: … برگ زیتون نماد صلح است

جواب تمرین صفحه ۶۳ درس ۴ عربی دوازدهم

🔶 تمرین ششم _ السّادِسُ
📘 تَّرجِمِ النَّصَّ التّالیَ؛ ثُمَّ عَیِّنِ الْمَحَلَّ الْإعرابیَّ لِما تَحْتَهُ خَطٌّ.
متن زیر را ترجمه کن؛ سپس نقش (محل اعرابی) آنچه را که زیر آن خط است بازگو کن

الَسَّمَکُ الْمَدفونُ 
ماهی دفن شده

یوجَدُ نَوْعٌ مِنَ السَّمَکِ فی إفرْیقیا
معنی: در آفریقا گونه‌ای ماهی وجود دارد
یَسْتُرُ نَفْسَهُ عِنْدَ الْجَفافِ فی غِلافٍ مِنَ الْمَوادِّ الْمُخاطیَّهِ الَّتی تَخْرُجُ مِنْ فَمِهِ،
معنی: که هنگام خشکسالیخودش را در پوششی از موادّ مخاطی پنهان می‌کند. که از دهانش بیرون می‌آید.
وَ یَدْفِنُ نَفْسَهُ تَحْتَ الطّینِ،
معنی: و خودش را زیر گِل به خاک می‌سپارد. (دفن می‌کند)
ثُمَّ یَنامُ نَوْماً عَمیقاً أَکْثَرَ مِنْ سَنَهٍ،
معنی: سپس بیشتر از یک سال به خوابی ژرفناک (عمیق) فرو می‌رود
و لا یَحْتاجُ إلَی الْماءِ و الطَّعامِ وَ الْهَواءِ احْتیاجَ الْأَحیاءِ؛
معنی: و به آب و خوراک و هوا نیاز ندارد ‌
وَ یَعیشُ داخِلَ حُفْرَهٍ صَغیرَهٍ فِی انْتِظارِ نُزولِ الْمَطَرِ،
معنی: درون گودالی کوچک چشم به راهِ بارشِ باران زندگی می‌کند؛
حَتّیٰ یَخْرُجَ مِنْ الْغِلافِ خُروجاً عَجیباً.
معنی: تا اینکه به شکل عجیبی از آن پوشش بیرون بیاید.
یَذْهَبُ الصَّیّادونَ الْإفریقیّونَ إلیٰ مَکانِ اخْتفِاءِهِ قَبْلَ نُزولِ الْمَطَرِ
معنی: شکارچیان آفریقایی به جای پنهان شدن او پیش از بارش باران می‌روند.
وَ یَحْفِرونَ التُّرابَ الْجافَّ لِصَیْدِهِ.
معنی: و خاک خشک را برای صید او می‌کَنند.

– نَفْسَهُ: مفعول
 – نَوْماً: مفعول مطلق
– سَنَهٍ: مجرور بحرف جرّ
– الْمَطَرِ: مضافٌ إلیه
– الصَّیّادونَ: فاعل
– الْجافَّ: صفه

جواب تمرین صفحه ۶۳ درس ۴ عربی دوازدهم

🔶 تمرین هتفم _السّابِعُ 
📘 عَیِّنِ الْمَحَلَّ الْإعرابیَّ لِلْکَلِماتِ الَّتی تَحتَها خَطٌّ.
نقش (محل اعرابی) آنچه را که زیر آن خط است بازگو کن.

۱- إنّا فَتَحْنا لَکَ فَتحاً مُبیناً
معنی: قطعا ما فتح آشکاری برای تو فراهم ساختیم.
فَتحاً: مفعول مطلق
مُبیناً: صفت

۲- إنّا نَحنُ نَزَّلْنا عَلَیکَ الْقُرآنَ تَنزیلاً
معنی: به راستی ما قرآن را به صورت تدریجی بر تو نازل کردیم.
الْقُرآنَ: مفعول به 
تَنزیلاً: مفعول مطلق

۳- لا فَقْرَ کَالْجَهْلِ وَ لا میراثَ کَالأدَبِ.
معنی: هیچ فقری مانند نادانی و هیچ میرای مانند ادب نیست.
الأدب: مجرور به حرف جر

۴- یَنقُصُ کُلُّ شَیءٍ بِالْإنفاقِ إلَّا الْعِلْمَ؛ فَإنَّهُ یَزیدُ.
معنی: هر چیزی با انفاق و بخشش کم می‌شود به جز علم، چرا که آن زیاد می‌شود.
کُلُّ: فاعل 
الْإنفاقِ: مجرور به جرف جر 
الْعِلْمَ: مستثنی

۵- یَعیشُ الْبَخیلُ فی الدُّنیا عَیْشَ الْفُقَراءِ وَ یُحاسَبُ فی الْآخِرَهِ مُحاسَبَهَ الْأَغنیاءِ.
معنی: بخیل در دنیا مانند نیازمند زندگی می‌کند و در آخرت مانند ثروتمند محاسبه می‌شود.
البَخیلُ: فاعل 
عَیْشَ: مفعول مطلق
الْفُقَراءِ: مضاف الیه 
مُحاسَبَهََ: مفعول مطلق
الأغنیاءِ: مضاف الیه

جواب تمرین صفحه ۶۴ درس ۴ عربی دوازدهم

🔶 تمرین هشتم _الثّامِنُ
📘 عَیِّنِ المُْترَادِفَ وَ المُْتضَاد (= ، ≠)
مترادف و متضاد را شناسایی کن.

۱- سُهولَه  صُعوبهَ
آسانی – سختی
۹- کِساء = لِباس
لباس
۲- اِختِفاء ظَهور
پنهان شدن – آشکار شدن
۱۰- حَیاه = عَیْش
زندگی
۳- اِستَطاعَ = قَدَرَ
توانست
۱۱- سَلام = صُلح
آسایش
۴- واثِق = مُطمَئِنّ
مطمئن
۱۲- بُنیان = بِناء
پایه، اساس
۵- فَرِح = مَسرور
خوشحال
۱۳- رَخُصَ غَلا
ارزان شد – گران شد
۶- نُزول صُعود
پایین آمدن – بالا رفتن
۱۴- أعَانَ = نَصَرَ
یاری کرد
۷- غِذاء = طَعام
خوراک
۱۵- سَهِرَ نامَ
بیدار ماند – خوابید
۸- ضاقَ اِتَّسَعَ
تنگ شد – فراخ شد
۱۶- دار = بَیت
خانه

موفق و پیروز باشید ❤

⫷ همیار ⫸

برای مشاهده سوالات و گام به گام کتاب‌های درسی خود، کافی است نام درس یا شماره صفحه مورد نظر را همراه با عبارت "همیار" در گوگل جستجو کنید.