معنی شعر نیایش فارسی هفتم ✅ صفحه ۱۶۶

معنی شعر نیایش فارسی هفتم صفحه ۱۶۶

شعر نیایش فارسی کلاس هفتم

معنی شعر نیایش فارسی هفتم صفحه ۱۶۶

شعر نیایش فارسی کلاس هفتم

معنی فارسی هفتم / نیایش صفحه ۱۶۶

1- خداوندا، به حقِّ نیک مردان ◈※◈  که احوال بَدَم را نیک گردان

معنی: خدایا تو را به انسان های نیکوکارقسم میدهم که کردار و عاقبت بد مرا خوب و نیکو کن.

نیک مردان: انسان های نیکوکار
نیک: خوب
احوال: رفتار، کردار
آرایه های ادبی:
سه جمله
خداوند: منادا
حق نیک مردان: متمم
احوال بدم: مفعول
آرایه تکرار: نیک
آرایه تضاد: نیک و بد

2- مکن ما را از این درگاه، محروم ◈※◈  چو گنجشکان، مران ما را ازین بوم

معنی: ما را از پیشگاه خود محروم نکن. ما مانند گنجشکانی هستیم که به این سرزمین پناه آورده ایم

بوم: سرزمین، ناحیه
درگاه: پیشگاه
آرایه های ادبی:
دو جمله
از درگاه محروم نکردن: کنایه از لطف خود را از ما دریغ نکردن.
ما در هر دو مصرع: مفعول
این درگاه، این بوم: متمم
درگاه: مجاز از حضور در نزد خدا
چو گنجشکان: تشبیه
ما را، از این: تکرار

3- زبانی ده که اسرار تو گوید ◈※◈  روانی ده که دیدار تو جوید

معنی: به من و بیانی بده که بتوانم اسرار و رازهای تو را بازگوکنم. و جسم و جانی به من بده تا تو را بیابم

اسرار: رازها
روان: جسم و جان
آرایه های ادبی:
زبانی: مفعول
اسرار تو: مفعول
روانی: مفعول
دیدار تو: مفعول
ده، که، تو: تکرار
دیدار تو جوید: کنایه از پی بردن به خدا

4- دلم در آتش غفلت مسوزان ◈※◈  به معنی، شمع جانم برفروزان

معنی: بی خبری و ناآگاهی مانند آتش است دل مرا در این آتش نسوزان جان مرا با نور حقیقت روشن کن.

غفلت: بی خبری
برفروزان: روشن کن
به معنی: در حقیقت
آرایه های ادبی:
دلم: مفعول
آتش غفلت: متمم و اضافه ی تشبیهی
دل: مجاز از تمام وجود
شمع جان: مفعول و اضافه ی تشبیهی
معنی: متمم
دلم: ضمیر پیوسته
تشبیه: غفلت مانند آتش است ؛ جان مانند شمع است
مراعات نظیر: آتش، مسوزان، شمع، برفروزان

5- کنون، گر دست گیری، جای آن هست ◈※◈  که گر دستم نگیری، رفتم از دست

معنی: اکنون سزاوار است که دستم را بگیری کمکم کنی،اگر دستم را نگیری و حمایتم نکنی،نابود می شوم.

آرایه های ادبی:
دست در مصرع اول: مفعول
دستم در مصرع دوم: مفعول
حرف «م» دستم: ضمیر پیوسته
دست در مصرع دوم: متمم
آرایه تکرار: دست
از دست رفتن: کنایه از نابود شدن
دستگیری: کنایه از اینکه یاری کنی
آرایه تضاد: بین دست گیری و دست نگیری

6- مکن دورم ز نزدیکان درگاه ◈※◈  به راه آور مرا، کافتادم از راه

معنی: مرا از کسانی قرار بده که به تو نزدیک هستند مرا هدایت کن زیرا گمراه شده ام و راه راست را نمی شناسم.

آرایه های ادبی:
دورم: ضمیر پیوسته و مفعول
نزدیکان درگاه: متمم
راه: متمم در مصراع دوم با حرف اضافه به و از
مرا: مفعول
آرایه تضاد: دور و نزدیک
آرایه تکرار: راه
به راه آوردن: کنایه از هدایت کردن به راه راست
از راه افتادن: کنایه از گم شدن و از راه دور ماندن

7- تو را خوانم به هر رازی که خوانم ◈※◈  تو را دانم به هر چیزی که دانم

معنی: من هر رازی را که می خوانم، و هر چیزی را که می دانم، وجود تو را درک می کنم.

آرایه های ادبی:
تو در مصرع اول و دوم
: مفعول
هر رازی: متمم
هرچیزی: متمم
آرایه تکرار: خوانم
آرایه تکرار: دانم
برای مشاهده سوالات و گام به گام کتاب‌های درسی خود، کافی است نام درس یا شماره صفحه مورد نظر را همراه با عبارت "همیار" در گوگل جستجو کنید.