معنی درس چهاردهم فارسی ششم (کلمات ، متضاد و هم خانواده)

معنی درس چهاردهم فارسی ششم (کلمات ، متضاد و هم خانواده)

معنی درس راز زندگی فارسی ششم

معنی درس چهاردهم فارسی ششم (کلمات ، متضاد و هم خانواده)

معنی درس راز زندگی فارسی ششم

معنی فارسی ششم ابتدایی / درس چهاردهم: : راز زندگی

معنی درس چهاردهم فارسی ششم

معنی درس چهاردهم فارسی ششم

۱- غنچه با دلِ گرفته گفت:
«زندگی لب ز خنده بستن است…
گوشه‌ای درون خود نشستن است!»
معنی: غنچه با ناراحتی گفت: زندگی نخندیدن و در گوشه‌ای تنها نشستن است.
آرایه ادبی:
تشخیص: غنچه با دل گرفته گفت
کنایه: دل گرفته کنایه از غم و ناراحتی- لب ز خنده بستن کنایه از شادی نکردن
نکته دستوری:
ترکیب وصفی: دل گرفته
حرف اضافه: زِ(مخفف از)
متمم: خنده

۲- گل به خنده گفت:
«زندگی شکفتن است… با زبان سبز، راز گفتن است!»
معنی: گل با خنده گفت: به راستی که زندگی مانند شکفتن یک گل است و گفتن رمز و راز با زبانی سبز مانند برگ گل‌ها و درختان است.
آرایه ادبی:
تشخیص: گل به خنده گفت
کنایه: زبان سبز کنایه از شادابی وشادابی

۳- گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه
باز هم به گوش می‌رسد.
معنی: همچنان گفت‌وگوی غنچه و گل از درون باغچه شنیده می‌شود.
آرایه ادبی:
تشخیص: گفت وگو کردن غنچه وگل
مراعات نظیر: غنچه ، گل ، باغچه

۴- تو چه فکر می‌کنی؟
کدام یک درست گفته‌اند…؟
معنی: نظر تو چیست؟ به نظرت کدام یک از آنها درست گفته‌اند؟

۵- من فکر می‌کنم
گل به راز زندگی اشاره کرده است
هر چه باشد او گل است
گل، یکی دو پیرهن
بیشتر ز غنچه پاره کرده است.
معنی: من که فکر می‌کنم گل به راز زندگی پی برده و به آن اشاره کرده بالاخره او گل است و از غنچه تجربه‌ی بیشتری در زندگی دارد.
آرایه ادبی:
تشخیص: گل به راز زندگی اشاره کرده – گل پیراهن پاره کرده
مراعات نظیر: غنچه ، گل ، باغچه
کنایه: پیرهن بیشتر پاره کرده کنایه از تجربه‌ی زیاد داشتن است
ضرب المثل: پیراهن بیشترپاره کردن

معنی کلمات درس چهاردهم فارسی ششم

دل گرفته: ناراحت، غمگین
گوشه: کُنج
شکفتن: شکوفا شدن
راز: رمز ، سِر
گفت و گو: صحبت کردن

هم خانواده درس چهاردهم فارسی ششم

فکر = افکار، تفکر، متفکر، فکور
حق = حقیقت، حقوق، احقاق
وقت = اوقات، موقّت
اشاره = اشارت، مشورت، مستشار
خارج = خروج، اخراج، مخرج
مقدار = قدر، مقادیر، مُقدّر
متأسف = تأسف، متأسفانه
معذرت = عذر، معذور، اعتذار
راضی = رضا، مرضیه، رضایت
خنده = خندیدن، خندان
گفتن = گفته، گفتار، گویا، گوینده
شکفتن = شکفته، شکوفا، شکوفه

مخالف و متضاد درس چهاردهم فارسی ششم

گرفته باز
دل گرفته شاد
خنده گریه
بستن باز کردن، گشودن
درون بیرون
شکفتن پژمردن
گفتن سکوت
درست غلط
بیشتر کمتر
گوناگون یکسان
جوانمردی نامردی
ثواب گناه
حق باطل
دورتر نزدیکتر
پیاده سوار
خستگی شادابی

برای مشاهده سوالات و گام به گام کتاب‌های درسی خود، کافی است نام درس یا شماره صفحه مورد نظر را همراه با عبارت "همیار" در گوگل جستجو کنید.