معنی درس ۱۶ فارسی هفتم + آرایه های ادبی

معنی درس ۱۶ فارسی هفتم + آرایه های ادبی

معنی درس شانزدهم آدم آهنی و شاپرک فارسی هفتم

معنی درس ۱۶ فارسی هفتم + آرایه های ادبی

معنی درس شانزدهم آدم آهنی و شاپرک فارسی هفتم

معنی فارسی هفتم / درس ۱۶: آدم آهنی و شاپرک

معنی شعر صفحه ۱۴۱ فارسی هفتم

خدا آن ملتی را سروری داد  ◈※◈  که تقدیرش به دست خویش بنوشت

معنی: خداوند کسانی را بزرگ و عزیز میدارد که خود را به دست تقدیر و سرنوشت نمی سپارند و خود با اراده و تصمیم خود آینده و مسیر زندگی شان را معیّن می کنند.

معنی جمله های دشوار آدم آهنی و شاپرک

با برنامه خودش که از پیش طراحی شده بود.
معنی: با برنامه ی کامپیوتری که از قبل برایش نوشته بودند کار می کرد.
خوب از آب در نیاید
معنی: کنایه از خوب نتیجه ندهد.
بادی در گلو انداخت
معنی: به کنایه مغرور شد. ( با غرور و تکبر حرف می‌زد)
سکوت مرگ‌باری بر سالن نمایشگاه حاکم شد
معنی: تمام سالن را سکوت مرگ‌باری (بدی، دلخراشی) فرا گرفت.

کلمه های درس ۱۶ فارسی هفتم

صفحه ۱۴۲ فارسی هفتم:
سر جعبه مانند: تشبیه
سرو بازوانش: مراعات نظیر

صفحه ۱۴۳ فارسی هفتم:
تضاد: سوال ، جواب
تکرار: سوال
خیره شدن: نگاه عمیق ، زل زدن
قید: البته ، هرگز ، اصلا
فهرست: لیست ، سیاهه
بازدید: دیدار ، دیدن
صدای خشن و خرخر مانند: واج آرایی حرف (خ)

صفحه ۱۴۴ فارسی هفتم:
هرگز ، هیچ گاه: قید
موقع: وقت ، زمان
اوقات: جمع مکسر وقت ، زمان ها
شاپرک: نوعی پروانه ، نماد انسان های مهربان
موذیانه: حیله گرانه ، آزار دهنده ، اذیت کننده
توجه: نگاه کردن ، دقت کردن
جلب: جذب ، ربایش
ناامیدی: یاس
نور سرد: حس آمیزی
نورد سرد: کنایه از بی احساس بودن
طراحی: برنامه ریزی ، نقشه کشی

صفحه ۱۴۵ فارسی هفتم:
تکه: پاره ، ریزه ، جزء
مزه: طعم
متاسفانه: با تاسف
صدای ریز: حس آمیزی
گونه: لپ ، دو طرف صورت
خوب از آب در نیاید: کنایه از اینکه خوب نتیجه ندهد ، نامناسب بودن
تحسین: تشویق ، آفرین گفتن
خوشایند: دلخواه ، پسندیده ، مقبول ، مطلوب

صفحه ۱۴۶  فارسی هفتم:
صدای شیرین: حس آمیزی
انبوه: پر ، فراوان ، انباشته
سرشناس: نامی ، معروف ، نام آور
وضعیت: چگونگی ، حالت ، موقعیت
مطمئنم: یقین دارم ، شک ندارم ، اطمینان دارم
خفاش: شب پره ، شب کور
نجوا: آوا ، صدا ، زمزمه ، آهسته حرف زدن
تحسین: تشویق کردن
غرش: فریاد ، صدای ترسناک و بلند
دل آدم آهنی گرفت: ناراحت و غمگین شد

صفحه ۱۴۷ فارسی هفتم:
مودبانه: با ادب و با تربیت
مرتبا: با نظم و ترتیب ، پی در پی ، پشت سر هم
بد جنس: بد ذات ، پست
آویزان: معلق ، آویخته
درخشنده: تابان ، تابنده ، پرنور
خیره شدن: زل زدن ، به دقت نگاه کردن
عجیب: شگفت آور
شتاب: عجله
التماس: درخواست ، خواهش

صفحه ۱۴۸ فارسی هفتم:
باد در گلو انداختن: کنایه از مغرور شدن ، متکبر شدن
آسیب: صدمه دیدن ، لطمه
مراقب: مواظب ، نگهبان
ببلعد: قورت بدهد
بلافاصله: بی درنگ ، فورا

صفحه ۱۴۹ فارسی هفتم:
فرفره: چرخنده ، هر چیزی که با باد بچرخد
مثل فرفره: با سرعت و سریع
غژغژ: صدای کشیده شدن دو سطح بر روی یکدیگر
نفس زنان: در حال نفس زدن ، به سرعت نفس زدن
اصلا: هر گز ، قید
نفس آخر را کشیدن: کنایه از مردن
مرگبار: مرگ آور ، کشنده
حاکم: فرمانروا ، چیره و مسلط
کنجکاو: جستجوگر ، دقیق ، ریز بین
حلقه: چیز گرد و دایره و ار

صفحه ۱۵۰ فارسی هفتم:
ملافه: ملحفه ، پارچه ای که به عنوان روانداز استفاده می شود .
رایحه: بوی خوش

برای مشاهده سوالات و گام به گام کتاب‌های درسی خود، کافی است نام درس یا شماره صفحه مورد نظر را همراه با عبارت "همیار" در گوگل جستجو کنید.