معنی درس چهارم فارسی پنجم (کلمات ، متضاد و هم خانواده)

درس چهارم فارسی پنجم (معنی شعر ، کلمات ، متضاد و هم خانواده)

معنی درس بازرگان و پسران فارسی پنجم ابتدایی

درس چهارم فارسی پنجم (معنی شعر ، کلمات ، متضاد و هم خانواده)

معنی درس بازرگان و پسران فارسی پنجم ابتدایی

معنی فارسی پنجم / درس چهارم: بازرگان و پسران

صفحه ۳۵ فارسی پنجم 👇 همیار hamyar.in

از حوادث روزگار بسیار چیزها آموخته بود.
معنی: از اتفاقات و حوادث زمانه خیلی چیزها یاد گرفته بود. (با تجربه شده بود.)

اندوختن مال از راه پسندیده و تلاش برای مراقبت از آن.
معنی: جمع کردن و ذخیره کردن ثروت و دارایی از راه درست و پسندیده و سعی و تلاش برای نگهداری و مراقبت از آن.

هر که در این چند خصلت، کاهلی بورزد، به مقصد نرسد.
معنی: هر کس که در این چند ویژگی، تنبلی کند، به مقصد، سرانجام و هدف خود نمیرسد.

اگر مالی به دست آوَرَد و در نگهداری آن غفلت ورزد، زود تهیدست شود.
معنی: اگر ثروت و پولی بهدست بیاورد و در حفظ و نگهداری آن کوتاهی کند، زود فقیر میشود.

صفحه ۳۶ فارسی پنجم 👇 همیار hamyar.in

هر که در اندوختن مال دنیا فقط برای خود تلاش کند، در ردیف چارپایان است.
معنی: هرکس در ذخیره کردن مال دنیا فقط برای خودش تلاش کند، مثل حیوانات و چارپایان است.

فروغ آتش را هر چه تلاش کنند کم شود، باز هم شعله ورتر میگردد.
معنی: روشنایی و پرتو آتش را هر چه قدر هم تلاش کنند که کم شود، دوباره روشن تر و شعله ورتر میشود.

دانه هنگامی که در پردهی خاک نهان است، هیچ کس در پروردن آن تلاش نکند چون سر از خاک برآوَرد و روی زمین را آراست. معلوم گردد که چیست، در آن حال، بی شک آن را بپرورند و از آن بهره گیرند.
معنی: هنگامی که دانه در زیر خاک پنهان است، هیچکس در پرورش و رشد دادن آن تلاش نمی کند. وقتی که سر از خاک بیرون آورد و روی زمین را زیبا کرد، معلوم میشود که چیست. در آن حالت، بدون شک آن را پرورش می دهند و از آن استفاده میکنند.

موش، اگرچه با مردم هم خانه است، چون موذی است، او را از خانه بیرون اندازند و در هلاک آن کوشند.
معنی: اگرچه موش با مردم دریک خانه است و در یک جا هستند، امّا چون موذی و آزار رساننده است او را از خانه بیرون می اندازند و در نابودی آن میکوشند.

معنی کلمات درس چهارم فارسی پنجم

بازرگان: تاجر هلاک: نابود
گرد خود: دور خود حوادث: رویدادها، پیش آمدها
مقام: رتبه معمولابیشتر اوقات
خصلت: خلق و خوی، صفت اندوختن: جمع کردن، پس انداز کردن ، ذخیره کردن
روی برگرداند: برگردد، پشت کند، پشیمان شود کاهلی: تنبلی، سستی
مراقبت: نگهداری اسباب: سبب ها ، علت ها
تهیدست: فقیر، مسکین غفلت: بی توجهی ، بی اعتنایی
خشنود: راضی، شاد چارپایان: حیواناتی که دو دست و دو پا دارند
کسب: درآمد، کار بکوشید: سعی کرد ، تلاش کرد
گمنام: بی نام و نشون فضیلت: نیکویی ، برتری
فروغ: روشنایی ، پرتو شناخته شده: در این جا معروف
نهان: خوبی ، پسندیده بودن نیکویی: خوبی ، پسندیده بودن
آراست: زینت داد نهان: مخفی
معلوم: مشخص پروردن: پرورش دادن، تربیت کردن
بی شک: بی تردید ، بی گمان بهره گیرند: استفاده ببرند
موذی: آزار دهنده همیار

مخالف و متضاد درس چهارم فارسی پنجم

با تجربه کم تجربه ، بی تجربه
بسیار کم
نیک بد
تهیدست ثروتمند
زود دیر اندک
بسیار
گرسنه سیر
شاد غمگین
گمنام معروف ، مشهور
نهان آشکار

هم خانواده درس چهارم فارسی پنجم

تجربه= تجارب
جمع= مجموع، جامع
محافظت= حفاظ، حفظ
مقصد= مقصود، قصد
غفلت= غافل
فضیلت= فاضل، فضل
معلوم= علوم ، علم
هلاک= هلاکت، مهلک

کلمات سخت املایی درس چهارم فارسی پنجم

حوادث – گذشت – صاحب – فضای – خصلت – کاهلی – مقصد – غفلت – تهیدست – اسباب – ویژگی – فروغ – ثروتمند – فضیلت – آراست – موذی

در بخش بالا از سایت همیار برای شما ، معنی درس چهارم فارسی پنجم (کلمات ، متضاد و هم خانواده) را قرار دادیم پیشنهاد میشود برای بخش بعدی از معنی کلمات درس پنجم فارسی پنجم و برای بخش قبلی از معنی شعر خرد رهنمای و خرد دلگشای استفاده نمایید. همچنین میتوانید از درک مطلب درس چهارم فارسی پنجم نیز دیدن فرمایید.
برای مشاهده سوالات و گام به گام کتاب‌های درسی خود، کافی است نام درس یا شماره صفحه مورد نظر را همراه با عبارت "همیار" در گوگل جستجو کنید.