معنی پیاده و سوار فارسی ششم ✅ صفحه ۹۵

معنی پیاده و سوار فارسی ششم صفحه ۹۵

پیاده و سوار فارسی ششم صفحه ۹۵

معنی پیاده و سوار فارسی ششم صفحه ۹۵

پیاده و سوار فارسی ششم صفحه ۹۵

معنی فارسی ششم ابتدایی / بخوان و بیندیش: پیاده و سوار صفحه ۹۵

معنی کلمات پیاده و سوار فارسی ششم

بَزّاز: پارچه فروش ثواب: مزد، پاداش
گوناگون: مختلف ، متنوع دیشب: شب گذشته
دِه: روستا ، آبادی بی انصافی: بی عدالتی
دوره گرد: فروشنده ای بدون داشتن محل ثابت برای فروش اجناس خود تاختن: به سرعت با اسب حرکت کردن
دوش: کتف ، شانه کوله بار: باری که بر دوش آدمی حمل شود.
جوانمردی: سخاوت ، بخشندگی منزل: مقصد
پسندیده: خوب ، نیکو تا آبادی خیلی راه داریم: راه زیادی مانده تا به روستا برسیم.
همنوع: هم جنس ، هم صنف

هم خانواده درس پیاده و سوار فارسی ششم

زندگی= زنده ، زندگانی
مقصد= قاصد ، مقصود
مرموز= رمز ، رموز
لفظ= تلفظ ، الفاظ
ظالم= ظلم ، مظلوم
ظهور= مظهر
عابر= معابر ، عبور
سکوت= ساکت

مخالف و متضاد درس پیاده و سوار فارسی ششم

افزایش کاهش
خنده گریه
کمترین بیشترین
مقصد مبدا
درون بیرون
پسندیده ناپسند

پیام درس: انسان باید در زندگی مسئولیت کارهایش را خود بر عهده بگیرد و انجام آنها بر دوش دیگران قرار ندهد. همچنین انسان نباید قبل از شناخت کامل کسی به او اعتماد کند. او باید سعی کند قبل از گرفتن هر تصمیمی خوب فکر کند و بعد کاری را انجام دهد.

برای مشاهده سوالات و گام به گام کتاب‌های درسی خود، کافی است نام درس یا شماره صفحه مورد نظر را همراه با عبارت "همیار" در گوگل جستجو کنید.